فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - سه طلاق در يك مجلس و شهادت بر طلاق آية اللّه جعفر سبحانى
آغاز عده را ياد آور شده؛ به اين معنا كه طلاق در وقت پاكى به آميزش و يا زمان حيض مقرون نباشد؛ آنگاه فرموده: «بايستى حساب عده را نگاه داريد و آنها را از خانه اخراج نكنيد». سپس در ضمن بيان احكام طلاق، مسأله رجوع كردن را ياد آور شده و فرموده است: {فإذا بلغنَ أَجلهنّ فأمسكوهنّ بمعروف } ،ـ يعنى: «چون عده آنها سرآمد، مىتوانيد آنها را با رجوع كردن نگه داريد يا آنها را ترك كرده، جدا شويد». ـ سپس به بيان احكام طلاق بر مىپردازد و مىگويد: «و أشهدوا ذَوَي عدلٍ منكم»، ـ يعنى: «براى طلاق دو عادل را از ميان خودتان گواه گيريد».ـ بديهى است كه اين جمله، مربوط به طلاق است و تمامى سخن در سوره طلاق براى بيان احكام آن پايه ريزى شده است، و درست نيست كه قيد «رجوع»، ـ كه به مناسبت طلاق از آن ياد شده است ـ باشد. مگر نه اين است كه اگر كسى بگويد: «اگر عالمى نزد تو آمد، بر تو لازم است كه به او احترام و اكرام نموده، از او استقبال كنى و هنگام خدا حافظى، به خوبى او را بدرقه نمايى، چه تنها آمده باشد و چه با خادم و يا دوستش». آرى اگر كسى به شما چنين بگويد، شما از اين سخن چيزى جز وجوب مشايعت و بدرقه عالم نمىفهمى نه وجوب مشايعت عالم، خادم و رفيقش؛ هر چند آن دو، پس از آن عالم بيايند.
اين مطلب به طور قطع، بر حسب قواعد عربى و ذوق سليم، واضح و آشكار است و بر شما كه آشنايى كاملى با ادبيات عرب داريد نبايد پوشيده باشد، مگر اين كه غفلت كرده باشيد كه گاهى، انسانهاى آگاه هم دچار غفلت مىشوند. آنچه گفتيم از نظر الفاظ و سياق آيه كريمه بود. اما جنبه ديگرى هم وجود دارد كه هم دقيقتر است و هم صلاحيت بيشترى براى دقت و عنايت دارد و آن نگاه به آيه فوق از حيث حكمت شرعى و فلسفه اسلامى و جايگاه بلند و نقش مهمى كه اين مسأله در احكام شرعى دارد، است. توضيح اين كه: بديهى است كه هيچ حلالى نزد خدا مبغوضتر از طلاق نيست و دين اسلام هم ـ همچنان كه مىدانيد ـ دينى فراگير و اجتماعى است و هيچ گونه جدايى را خصوصاً در خانواده و بالاخصّ ميان مرد و زن، پس از آنكه مدتى با هم زندگى كردند، نمىپسندد. بر