فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٥ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
اوامر و نواهى پيامبر(ص) منزه مىدانند؛ و براى آنان جز تعبّد به دستورهاى او چيزى را روا نمىشمارند. بنابراين ممكن نيست كه صحابه بارها نصى را از پيامبر(ص) در باره امام و خليفه پس از خود شنيده باشند، آن گاه از آن عدول كنند. چگونه ممكن است عدول آنها از نصوص مربوط به امامت را بر صحت حمل كنيم با اين كه تصريح پيامبر بر امام پس از خود را شنيده باشند؟ تصور نمىكنم بتوانى بين اين دو را جمع كنى! (٨٦)
آنچه اين استاد دانشگاه الازهر گفته ناشى از حسن ظن او به همه صحابه است. در حالى كه اگر در اخبارى كه از صحابه نقل شده كندوكاو كند در خواهد يافت كه آنها در موارد بسيارى با نصوص مخالفت كردهاند. يكى از اين موارد، مسأله متعه حج بوده كه تهديدى هم نسبت به منافع آنها محسوب نمىشده، اما صرفاً به خاطر اين كه تمتّع ميان عمره و حج را قبيح مىدانستهاند، تحريم كردهاند.
اما در مورد نصوصى كه منافع شخصى آنها را تهديد مىكرده است بايستى گفت آنها حتى در زمان حيات پيامبر(ص) با اين گونه نصوص مخالفت مىكردند چه رسد به پس از رحلت او. مواردى كه صحابه پاى بندى به نصوص نداشتهاند، بيشتر از آن است كه در اين مجال ياد شود. دراين زمينه آنچه سيد شرف الدين در كتاب ارزشمندش تحت عنوان «النص و الاجتهاد» آورده، ما را بس است. او در اين كتاب موارد بسيارى از اجتهادهاى صحابه را در مقابل نص ـ بالغ بر ٦٦ مورد ـ گرد آورى كرده كه ما در اينجا به يك نمونه از آنها اكتفا مىكنيم:
مصيبت روز پنج شنبهاى كه در آن نگذاشتند پيامبر(ص) مطلب بسيار مهمى را كه مىخواست روى كاغذ بياورد، بنويسد، از مشهورترين قضايا و مصيبت هايى است كه اصحاب صحاح و سنن روايت كردهاند و امام بخارى آن را در صحيحش با سندى كه به عبيداللّه بن عتبة بن مسعود و از او به ابن عباس مىرسد نقل كرده كه:
پيامبر(ص) به هنگام مرگ در حالى كه مردانى از جمله عمربن خطاب در
(٨٦) المراجعات، ص٢٣٤، مراجعه ٨٣.