فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٧ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
وقتى زنده هستند، ديدگاهشان دراين زمينه نقل نشود. اين عمران بن حصين است كه سفارش مىكرد تا وقتى زنده است، سخنش مبنى بر جواز متعه حج فاش نشود. مسلم از قتاده از مطرف روايت كرده است كه:
عمران بن حصين در دوران بيماريش كه به مرگ او منجر شد كسى را نزد من فرستاد و گفت: مىخواهم سخنانى بگويم كه شايد خدا بعد از من سودى از آنها به تو برساند. پس اگر زنده ماندم، آن را كتمان كن و چون مُردَم اگر خواستى آن را فاش ساز كه اين مطلب براى من قطعى است. بدان كه پيامبر خدا(ص) بين حج و عمرهاى جمع كرد و در مورد آن آيهاى نازل نشد و پيامبر خدا(ص) هم از آن منع نكرد اما مردى در باره آن به استنباط خودش آنچه را خواست گفت. (٤٨)
همچنين مسلم از مطرف بن عبداللّه بن شخير و او از عمران بن حصين نقل كرده است كه: من مىدانم كه رسول خدا(ص) بين حج و عمره جمع كرد و پس از آن آيهاى در ممنوعيت آن نازل نشد و رسول خدا(ص) هم ما را از انجام اين كار نهى نكرد. اما مردى به رأى خودش در اين باره آنچه را خواست گفت. (٤٩)
همچنين مسلم از مطرف نقل كرده است كه:
عمران بن حصين به من گفت: امروز سخنى به تو مىگويم كه خداوند به واسطه آن بعد از اين نفعى به تو برساند و آن اين است: من مىدانم كه رسول خدا(ص) برخى از خانوادهاش را در دهه اوّل ماه ذيحجه عمره داد و آيهاى هم كه آن را نسخ كند، نازل نشد و آنان را از اين عمل نهى نكرد تا اين كه پس از رحلت او هر كس، به صلاحديد خود، هر چه خواست انجام داد. (٥٠)
بخارى از قتاده نقل كرده است كه مطرف از عمران روايت كرده كه:
(٤٨) صحيح مسلم، ج٤، ص٤٨، باب جواز تمتّع .
(٤٩) همان.
(٥٠) همان، ج٤، ص٤٧، باب جواز تمتّع .