فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
شگفت از ابو موسى كه با اين كه مطابق سيره رسول خدا(ص) فتوا مىداد اما در عين حال در زمان خلافت عمر از اين سيره يعنى قربانى كردن پيش از هنگام، عدول مىكند و با اين كه از آن مرد مىشنود كه عمر در مناسك حج، تغييراتى داده است، به تأنّى و تأمّل دستور مىدهد. البته عمر براى خارج كردن عمره از حج به دو دليل استدلال كرده:
دليل اوّل اين كه خداوند دستور داده است: «واتمّوا الحجّ و العمرةَ»؛ يعنى حج و عمره را تمام كنيد.
دليل دوم اين كه سيره رسول خدا(ص) بر اين بوده كه تا قربانى به قربانگاه نمىرسيد، از احرام خارج نمىشد.
هر دو دليل براى اثبات مدعاى فوق، ضعيف است. اما دليل اوّل به اين سبب ضعيف است كه پيش از اين گفتيم معناى اتمام حج و عمره، كامل كردن آنها است، در مقابل كسى كه برايش مانعى پيش آمده و قادر به تكميل آنها نيست و اين چه ارتباطى با اخراج عمره از حج دارد؟!
و اما دليل دوم به اين سبب ضعيف است كه سخن پيامبر(ص) حاكى از محرم بودن اوست. زيرا او به همراه خود قربانى داشته و كسى كه با خود قربانى آورده باشد نبايد از احرام خارج شود تا اين كه به قربانگاه برسد.
مسلم از ابى نضره روايت كرده است كه:
ابن عباس به متعه حج دستور مىداد و ابن زبير از آن نهى مىكرد. من اين مطلب را به جابربن عبداللّه گفتم. جابر گفت: جريان حديث در دست من است، ما با رسول خدا(ص) متعه حج را انجام مىداديم. اما چون عمر خليفه شد، گفت: خداوند براى رسولش آنچه را كه خواست حلال كرد و قرآن در جايگاه شايسته نازل شده است. پس حج و عمره را براى خداوند به اتمام برسانيد، آنچنان كه خداوند دستور داده است و آميزش با اين زنان را ترك كنيد. (٤٣)
مسلم با همان سند روايت قبل، از عمر نيز نقل كرده است كه گفت:
(٤٣) صحيح مسلم، ج٤، ص٤٨، باب «فى متعة الحجّ و العمرة».