فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٩ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
خواهيم آورد. از روايتهاى اين دو، چند مطلب استفاده مىشود:
١. حج تمتّع وظيفه كسى است كه در مكه زندگى نمىكند.
٢. تمتّع و بهره مندى از حلالهاى الهى بين عمره و حج، سنت است و كسى نبايد به آن اعتراض كند.
٣. عربها در زمان جاهليت و پس از ظهور اسلام ـ در ماههاى حج ـ فقط براى حج محرم مىشدند نه براى عمره؛ از اين رو اصحاب پيامر(ص) و همسران او مطابق روشى كه ميان عربها حاكم بوده است ـ كه ماههاى حج به حج اختصاص داشته ـ تنها براى حج احرام مىبستهاند. از اين رو در جريان يكى از سفرها به حج، وقتى به مكه نزديك شدند يا اعمال عمره را به پايان رساندند، (٣٤)پيامبر(ص) به آنان دستور داد تا احرامشان را احرام عمره قرار داده و به آن عدول كنند و اين كار بر آنان گران آمد، همچنان كه روايات مربوط به اين قضيه را خواهيم آورد.
٤. تمتّع بين عمره و حج، سنتى جاودانه است و به قوم يا سال خاصى اختصاص ندارد.
٥. كسى كه با خود قربانى دارد، نبايد از احرام خارج شود، مگر آن كه به محل قربانى كردن برسد و پيامبر(ص) از جمله كسانى بود كه در يكى از سفرها، با خود قربانى داشته است؛ از اين رو از احرام خارج نشد تا اين كه به محل قربانى رسيد. البته عمل پيامبر(ص) اين سؤال را براى صحابه ايجاد كرد كه چرا به آنان دستور داده است تا از احرام خارج شوند اما خود بر احرام باقى مانده است؟ به همين جهت پيامبر(ص) آنها را آگاه كرد كه اين كار به اين دليل بوده كه با خود قربانى داشته است و چنانچه در آينده به انجام حج موفق شود، همراه خود قربانى نخواهد آورد و سخن زير به همين حقيقت اشاره دارد:
«لو استقبلت من أمري ما استدبرت لما سقت الهدىِ»؛
اگر بار ديگر مواجه شوم با آنچه گذشت، با خود قربانى نخواهم آورد.
در اين زمينه در سنن چهارگانه اهل سنت رواياتى وجود دارد كه ما به همين مقدار اكتفا كرديم و خواننده مىتواند به سنن و مسانيد اهل سنت مراجعه كند تا به نمونههاى فراوانى شبيه آنچه ما نقل كرديم، دست يابد.
(٣٤) ترديد به خاطر اختلاف روايات مربوط به اين قضيه است.