فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٨
تا زمان حاضر اين است كه پيوسته پير زنانى هستند كه از تعداد دلوهاى آبى كه بايد براى افتادن گربه يا موش در چاه از آن آب كشيد سؤال مىپرسند؛ ولى از اين كه آيا اصلاً لازم است آبى از چاه كشيده شود يا نه هيچ سؤالى نمىكنند، گويا اصل وجوب كشيدن آب از چاه نزد اين گونه افراد از ضروريات است(اما در تعداد دلوهايى كه بايد از چاه كشيده شود شك دارند). استادم، علاّمه شيخ فتح اللّه شريعت همواره اين مطلب را با تعجب بيان مىنمود. اين نمونهاى بود از سيره متصل به عصر معصوم كه اكنون فراموش شده است؛ پس شايد دوست گرامىام(فاضل جواد) با ما در اين سيره موافقت كرده و آن را به صورت اوّلش بازگردانيم.
موارد بيان شده از باب ورود تفصيلى به بحث بود و الاّ اين ـ مخالفت با ـ ضرورتها و اجماعات و تهديد به خروج از دين كه ملامحسن(فيض) بيان كرده است به خود او و كسانى كه با وى در كليت حكم(عدم تنجّس ملاقى) موافقند برمىگردد، ولى ما كه حكم(عدم تنجّس) را فقط به چيزهاى جامد اختصاص داده و در واسطه واحد(در ملاقى با مايع متنجس) نيز احتياط را لازم مىدانيم، از آن بر كنار بوده و هيچ يك از آن تهديدات شامل حال ما نمىشود.پس سخنى كه جدّم فقيهم شيخ اكبر(جعفر كاشف الغطاء) آن را از فيض كاشانى نقل كرده اين است كه شستن آنچه يا عين نجاست ملاقات كند واجب است؛ اما اگر عين نجاست از چيزى ـ به وسيله مسح كردن ـ برطرف شود، شستن آنچه با آن متنجس ملاقات كند لازم نيست. وى قبل از نقل سخن فيض از نظريه او ـ كه طهارت ملاقى ملاقى پس از برطرف شدن عين نجاست به وسيله مسح مىباشد ـ به خدا پناه برده است، ولى اين استعاذه، طهارت در صورت تعدد واسطه را(كه نظر ماست) در بر نمىگيرد.
سخن فيض همان گفتار سيدمرتضى و شيخ طوسى در باب ملاقى است كه گفتهاند چيزهاى نجس را مىتوان با آب مضاف پاك كرد. فقيه يگانه(شيخ حسن كاشف الغطاء) فرزند شيخ اكبر نيز در كتاب انوار الفقاهه فرموده است: اگر كلام فيض عام باشد و متنجّس مايع و جامد را منجّس نداند خلاف ضرورت مسلمين است. اما اين سخن شامل كسى كه حكم(عدم تنجيس متنجّس) را مخصوص جامد بداند(ما فقها متنجّس مايع را منجّس مىدانيم) نمىشود.