فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٧
بسيار نادر بوده است. وى پس از بيان اين كه وقت مغرب هنگامى است كه قرص خورشيد پنهان شود(نه رفتن حمره مشرقيه) مىنويسد: برخى از علماى ما عبور حمره را معتبر مىدانند و اين قول به احتياط نزديكتر است(مشخص است كه اين گونه تعبيرها تنها در مورد اقوال نادر به كار مىرود) حتى خود وحيد بهبهانى نيز از كسانى است كه وقت مغرب را زمان ناپديد شدن قرص خورشيد مىداند و بى شك مقلدين او قبل از عبور حمره افطار كرده و نماز مىخواندهاند(پس اين سيره كه بر عبور حمره استوار گشته، پس از وفات ايشان شكل گرفته است).
خلاصه اين كه ما نمىتوانيم سيره گذشتگان را بشناسيم مگر با استفاده از راهى كه شبيه استصحاب قهقرى(و بى اعتبار) است.
اما سيره ديگرى بوده كه اتصال آن به زمان اصحاب پيامبر و ائمه عليهم السلام معلوم و قطعى است، ولى تقريباً همزمان با پيدايش سيره مزبور(تنجيس ملاقى متنجس) از بين رفته و دقيقاً بر عكس اين سيره است(اتصال به زمان معصوم ندارد) و آن انفعال آب چاه است كه پيرامون آن همه علما اتفاق نظر داشتهاند و تنها اختلاف موجود در تعداد دلوهاى آبى بوده كه براى حيوانات مختلفى كه در چاه مىافتادند بايد از چاه كشيده مىشد و نيز در حكم حيواناتى كه نص خاصى در باره آنها نرسيده است.(ولى اصل انفعال آب چاه مورد اتفاق همه بوده است). اين بحثها بيشترين حجم ابواب آنها را در كتابهاى فقهى به خود اختصاص داده است و دوست و برادرم(فاضل جواد) مىداند كه چگونه امر بر عكس گرديده و سيره دگرگون شده است به طورى كه در قرنهاى اخير كسى پيدا نمىشود كه به انفعال آب چاه فتوا دهد، در حالى كه در گذشته ـ به جز ابن ابى عقيل ـ كسى در انفعال آب چاه مخالفتى نداشت و ظاهراً مخالفت او هم بر مبناى اصل عدم انفعال مطلق آب(چاه و غير چاه) بوده كه خودش آن اصل را بنا نهاده است. مخالفت در آن مسئله را به ابن غضايرى نيز نسبت دادهاند؛ اما صحت اين انتساب ثابت نشده است.
بنابر اين همه علما قائل به انفعال آب چاه بودهاند). از نشانههاى آثار باقى مانده آن سيره