فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى ـ آداب
است كه موجب كمال و حُسن و مطلوبيت شرعى آن عنوان شود. بنابر اين دو حيث در مفهوم فقهى آداب اخذ شده است:
الف ـ ادب به اين معنا اضافى است، يعنى صفت و هيئت يك فعل يا موضوع شرعى است .
ب ـ ادب در كمال و حُسن و مطلوبيت شرعى يك عنوان دخيل است خواه آن عنوان الزامى باشد يا غير الزامى.
الفاظ مرتبط با آداب :
١. اخلاق:اين لفظ گاهى بر همان افعال و آداب حسنه اطلاق مىشود و مترادف با معناى لغوى آداب است. گاهى هم بر ملكات نفسانى پايدار در نفس اطلاق مىشود كه در اين صورت منشأ آداب و مقتضى آن است.
٢. سنن:سنن اطلاقات مختلفى دارد؛ گاه بر احكام صادر شده از معصوم و در مقابل احكام قرآن استعمال شده است و گاه در مقابل واجب استعمال شده و به معناى فعل مستحب يا راجح است. اگر رجحان را اعم از رجحان فعل يا ترك قرار دهيم سنن، شامل ترك مكروهات نيز مىشود. بنابراين نسبت بين سنن و آداب ـ به معناى مصطلح ـ عموم و خصوص من وجه است.
گاه سنن در مقابل آداب به كار مىرود. مرحوم كاشف الغطاء هنگام بيان سنن تخلّى مىگويد: سنن به چيزى گفته شده كه قصد قربت در آن شرط شده يا عادت آن را اقتضا نكند يا به چيزى گويند كه هر دو امر در آن جمع شدهاند. آداب تخلّى از چيزهايى است كه قصد قربت درآن اعتبار نشده و عادت آن را اقتضا مىكند. اين دو واژه مانند واژه فقير و مسكين است؛ يعنى هرگاه جدا از هم استعمال شوند در معنا اتحاد دارند و هرگاه با هم استعمال شوند در معنا اختلاف دارند. (١٧)
مرحوم كاشف الغطاء ـ در بيان امور مربوط به سفر مىگويد:
(١٧) كشف الغطاء، ج٢، ص١٥١؛ بخش حاشيه.