فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - قصاص در ضرب مسعود امامى
عموم عبارت «غيرها» شامل زدن مىگردد، بخصوص كه در فراز قبل به قصاص در قتل نفس و جراحت تصريح شده است، از اين رو مهمترين مصداق واژه «غيرها» زدن خواهد بود.
١٣. بخارى در كتاب صحيح خود مىنويسد:
«ابوبكر، عبداللّه بن زبير، على(ع) و سويدبن مقرن، ضربه سيلى را قصاص مىكردند. عمر نيز ضربه تازيانه را قصاص مىكرد، همچنين على(ع) سه ضربه تازيانه را قصاص كرد و شريح تازيانه و خراش را قصاص مىنمود». (٩٦)
١٤. بيهقى با سند متصل از عمر بن خطاب نقل مىكند كه براى مردم خطبهاى خواند و در ضمن آن گفت:
«من كارگزارانم را به سوى شما نفرستادم كه سيلى به صورت شما بزنند و اموالتان را به زور بگيرند، بلكه آنان را موظف كردم كه دين شما و آيين درست را به شما بياموزند. پس هركس غير از اين عمل كرد او را به سوى من بازگردانيد تا قصاصش كنم.
عمرو بن عاص گفت: اى اميرمؤمنان، اگر مردى بعضى از رعيت خود را ادب كند، او را قصاص خواهى كرد؟ عمر گفت:
«سوگند به كسى كه جانم در دست اوست چنين خواهم كرد و به تحقيق ديدم كه رسول خدا(ص) نيز از خود قصاص مىكرد». (٩٧)
١٥. هيثمى نقل مىكند كه روزى كنيزك سعد بن وقاص پيراهن حريرى بر تن كرده بود كه بادى وزيد و آن پيراهن را به كنارى زد و بدن او نمايان شد، عمر با تازيانه بر او زد، سعد براى ممانعت عمر به پيش آمد ولى تازيانه به او خورد، آن گاه عمر تازيانه را به سعد داد و گفت: قصاص كن، اما سعد عمر را بخشيد. (٩٨)
١٦. عمر بر مرد و زنى گذشت كه مشغول گفتگو با هم بودند، ناگهان تازيانهاى بر
(٩٦) الصحيح، ج٨، ص٤٢؛ السنن الكبرى، ج٨، ص٦٥.
(٩٧) السنن الكبرى، ج٨، ص٤٨؛ كنزالعمال، ج١٢، ص٦٥٩.
(٩٨) مجمع الزوائد، ج١٠، ص٣٥٣؛ كنزالعمال، ج١٥، ص٦.