فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٦ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
يازدهم: چون حكم روشن شد، در داورى از همه برندهتر باشد. ثناخوانىها به خودخواهى گرفتارش نسازد و با چرب زبانى، شاهين ترازويش به كژى نگرايد. چنين افرادى اندكند! (أصرمهم عند اتضاح الحكم ممّن لايزدهيه اطراء و لايستميله اغراء و أولئك قليل).
آدمى طبق طبع اوّليهاش وقتى مدح و ثنا بر عملش مىشنود و وى را تحسين كرده و كارش را نيكو مىشمرند، خوشحال مىشود، زيرا پى به سلامت نفس خويش برده و مىفهمد درترقى و تكامل موفق بوده است، چنان كه اگر وى را نكوهش كنند و كارش را زشت شمرند، غمگين و ناراحت مىشود، زيرا احساس حقارت و ناتوانى و ايستايى و شكست يا انحطاط و عقب ماندگى خواهد كرد، به ويژه اگر چنين ارزيابى، علنى و در محضر مردم باشد. از اين رو گفته شده: «احثوا التراب في وجوه المدّاحين؛ بر روى چاپلوسان خاك بپاشيد».
نصيحت و راهنمايى يا نكوهش براى برطرف كردن كاستى هر چه مخفيانهتر باشد، سودمندتر و بهتر است. اگر مىبايد مدح يا نكوهش كرد، مىبايست به اندازه درست و شايسته باشد، چون مدح و ستايش بسيار چاپلوسى است و كوتاهى در آن، حسد است، چنان كه در فرمايش امام على (ع) است:
«الثناء بأكثر من الاستحقاق ملق و التقصير عن الاستحقاق عىّ أو حسد؛ ستايش بيش از استحقاق، چاپلوسى است و ستايش كمتر از استحقاق، درماندگى يا حسادت است».
قاضى ـ هركس باشد ـ بعد از قضاوت قضيهاى، اغلب يكى از طرفين و گاه هر دو طرف دعوى از وى ناراضىاند و قاضى و قضاوت و عملش را نكوهش مىكنند. كسانى نيز ممكن است به مدح و ستايش قاضى بپردازند. قصد اينان آن است كه نكوهش يا ستايش شان به گوش قاضى برسد. در اين حال ويژگى روحى قاضى آشكار مىشود كه تأثير مىپذيرد و منفعل مىشود يا نشان مىدهد كه برتر است از آنچه كه مىگويند. اگر قاضى از كسانى باشد كه در راه خدا از سرزنش نكوهندگان نهراسد، توجهى به سخنانشان