فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٨ - بستن دستها در نماز، بدعت يا سنت ؟ آیت الله جعفر سبحانی
همه آنچه بيان شد در صورتى است كه «ينمى» را به صيغه مجهول بخوانيم ؛ امّا اگر آن را به صيغه معلوم بخوانيم، معناى سخن ابوحازم اين مىشود كه سهل مضمون روايت را به پيامبر(ص) نسبت داده است؛ بنابراين بر فرض صحت اين قرائت و خارج شدن روايت از مرسله و مرفوعه بودن، اين سخن ابو حازم كه «مضمون روايت را درست نمىدانم، مگرآن كه...»، نشان دهنده ضعف اين نسبت است و اين كه او آن را از فرد ديگرى شنيده و نام آن را نبرده است.
ابن حجر در فتح البارى گفته است:
مىگويند اين حديث، مرفوع است. دانى گفته: اين حديث مخدوش است؛ زيرا گمانى از ابوحازم است، و گفته شده: اگر اين حديث مرفوع بود، نياز نبود بگويد: لاأعلمه، يعنى آن را درست نمىدانم. (٢٤)
٢. حديث وائل بن حجر
اين حديث به چند صورت روايت شده است:
صورت اوّل:مسلم از وائل بن حجر روايت كرده: پيامبر(ص) را ديده كه هنگام آغاز نماز، دستها را براى تكبير بالا مىبرده است و پس از آن كه خود را با لباسش مىپوشاند، دست راست را روى دست چپ قرار مىداد و چون مىخواست به ركوع برود، دستانش را از زير لباس در مىآورد؛ سپس بالا مىبرد و بعد از تكبير به ركوع مىرفت و... . (٢٥)
(٢٤) فتح البارى، ج٤، ص١٢٦.
(٢٥) مسلم، الصحيح، ج١، ص ١٣، كتاب الصلاة، باب ٥ از ابواب «وضع يده اليمنى على اليسرى». در سند اين حديث، همام قرار دارد كه اگر مقصود از همام، همان همام بن يحيى باشد، ابن عمار در مورد او گفته است: يحيى القطان به همام اهميت نمىداده و عمر بن شيبه گفته است: عفان براى ما نقل كرد كه يحيى بن سعيد در بسيارى از احاديث همام به او اعتراض مىكرد، و ابو حاتم گفته است: همام در محفوظاتش ثقه بوده است (ر.ك: هدى السارى، ج١، ص ٤٤٩).