فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١ - عيوب موجب فسخ در نكاح آیت الله سید کاظم حائری
است: «إن يظهروا عليكم» (٩)؛ ولو با اين نكته كه غلبه نيز نوعى بروز است. بنابراين، مدلول روايت چنين مىشود كه اگر بيمارى بر زن غلبه داشته باشد و زن تدليس نمايد، شوهرش خيار فسخ دارد. امّا اگر بيمارى مختصر يا معمولى بوده كه در اندك زمانى قابل درمان باشد، عدم ابراز يا سكوت در باره آن، تدليس نيست و مرد در اين مورد خيارى ندارد.
اشكال عمده در تمسك به روايات تدليس
تمسك به روايات تدليس براى اثبات اين اصل كه در مورد هر عيبى حق فسخ وجود دارد، با اشكال عمدهاى مواجه است. با اين توضيح كه روايات مزبور در مورد تدليس وارد شدهاند و اين ادعا كه مجرد كتمان عيب و عدم اظهار آن، تدليسباشد اوّل كلام است؛ زيرا كتمان عيب را به چند نوع مىتوان تقسيم كرد:
١. اخبار دروغ بر عدم وجوب عيب. چنين خبرى يقيناً تدليس است.
٢. كتمان عيب آشكار؛ مانند استفاده از عينك يا چشم مصنوعى براى كتمان كورى و يا استفاده از كلاه گيس براى مخفى كردن عيب سر و مانند آن. چنين كارى نيز قطعاً تدليس است.
٣. ابراز نكردن عيب مخفى. مانند اين كه مرد يا زن از مرض مبتلا به آن (مثل بواسير) چيزى نگويد. در اين گونه موارد، در صورتى تدليس صادق است كه آن عيب از نظر عقلا با توجه به اصل سلامت، در افراد سالم منتفى باشد.
٤. سكوت در باره عيب آشكار بدون مخفى نمودن آن و علت مخفى ماندن عيب، كوتاهى طرف مقابل در بررسى باشد. روشن است كه در اين جا تدليس صدق نمىكند.
٥. عيبى كه بر هر دو طرف مخفى باشد؛ مانند آن كه مرد يا زن در باره عقيم بودن يا بيمارى روانى خود بدون آگاهى از آن سكوت كند و بعد از تمام شدن عقد، آن عيب آشكار شود. عدم صدق تدليس در اين جا نيز واضح است.
بنابراين روشن شد كه اكثر روايات گذشته نسبت به همه آن چه بر تدليس بر آن صدق مىكند، اطلاقى ندارند، همچنان كه همه آنها به لحاظ مراتب تدليس نيز اطلاق ندارند.
(٩) اگر بر شما غلبه يابند. توبه، آيه ٨ و كهف، آيه٢٠.