فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - آداب قضاوت (٢) آیت الله محمد يزدى
سپس براى داورى بين مردم، افرادى را برگزين كه نزد تو، برترينان اند. آنانى كه امور گوناگون در تنگناشان نگذارد، برخورد خصمانه طرفهاى درگير به خشمشان نياورد...».
در سخن امام (ع) يازده مورد بيان شده است كه به اختصار به آنها اشاره مىكنيم:
نخست: آنانى كه كارها در تنگناشان نگذارد (أن لاتضيق به الأمور).
روشن است ترجيح كسى كه اين اوصاف را دارد براى قضاوت، پس از آن است كه وى در نظر والى، از بهترين مردمان باشد. والى به مقتضاى منصب خود بر امور اشراف و آگاهى داشته و بر اوصاف و خصلتهاى بيشتر مردم، اطلاع دارد، از اين رو مىبايد بهترين آنان را براى قضاوت برگزيند. برترى به پارسايى و دانش و جهاد (٣٤)، و ديگر كمالات است. مىبايد از ميان كسانى كه چنين اوصافى را دارا هستند، قاضى گرينش شود. نخستين صفت آن است كه توان بالا و سعه صدر داشته و بيشتر بتواند مشكلات را تحمل كند و كارها و عمل به وظيفه او را در تنگنا و فشار قرار نمىدهد.
انسان ـ هر كه باشد ـ پس از چند ساعت كار پيوسته، خسته مىشود. او در ساعات آغازين، با نشاط و داراى ميل و رغبت است اما كم كم، نشاط و اشتياق او كاهش مىيابد، بدان حد كه به استراحت و آسايش نياز پيدا مىكند. هر چه در حالت خستگى و كسالت، كار ادامه يابد، از كيفيت و حُسن و كمال آن كاسته مىشود، تا بدانجا مىرسد كه اصلاً ديگر كار، درست انجام نمىشود و لغزش و خطا افزايش مىيابد.
طبيعت هر كار، در تأثير گذارى بر روان آدمى و ايجاد فشار ذهنى و كسالت يا كندى بر حسب تناسب يا عدم تناسب آن با طبع آدمى ، مختلف است. از آن رو كه قضاوت ملازم با مخاصمه و شنيدن مطالب خصوم است و طبيعت سخنان و استدلال هر يك براى اثبات
(٣٤) چنان كه آيات مىگويد: