فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٨٣ - مسلمانان در غزوه احزاب
فارجعوا ويستذن فريق مّنهم النّبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة .... [١]
احزاب (٣٣) ١٢
١٥) پيامبر (ص) داراى شخصيّتى محورى و تصميمگيرنده در جريان جنگ احزاب:
أشحّة عليكم فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالّذى يغشى عليه من الموت .... [٢]
احزاب (٣٣) ١٩
١٦) خبر دادن پيامبر (ص) از وقوع غزوه احزاب:
ولمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه ورسوله وصدق اللّه ورسوله .... [٣]
احزاب (٣٣) ٢٢
مسلمانان در غزوه احزاب
١٧) وجود نظم و برنامه در سپاه مسلمانان در جنگ احزاب:
وإذ قالت طّائِفة مّنهم يأهل يثرب لا مقام لكم فارجعوا ويستذن فريق مّنهم النّبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة .... [٤]آيت الله هاشمى رفسنجانى و برخى از محققان مركز فرهنگ ومعارف قرآن، فرهنگ قرآن، ٣٣جلد، موسسه بوستان كتاب - قم، چاپ: اول، ١٣٨٤.
احزاب (٣٣) ١٢
١٨) دچار شدن مسلمانان به اضطراب و تزلزل شديد در اثر هجوم احزاب متّحد به مدينه:
هنالك ابتلى المؤمنون و زلزلوا زلزالا شديدا. [٥]
احزاب (٣٣) ١١
١٩) هجوم احزاب به مدينه، وسيله امتحان مسلمانان:
هنالك ابتلى المؤمنون ....
احزاب (٣٣) ١١
٢٠) بدگمانى برخى مسلمانان به خدا در پى هجوم احزاب متّحد به مدينه:
إذ جاءوكم مّن فوقكم ومن أسفل منكم وإذ زاغت الأبصر وبلغت القلوب الحناجر وتظنّون باللّه الظّنونا. [٦]
احزاب (٣٣) ١٠
٢١) وحشت و حيرت مسلمانان به سبب هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه:
إذ جاءوكم مّن فوقكم ومن أسفل منكم وإذ زاغت الأبصر وبلغت القلوب الحناجر وتظنّون باللّه الظّنونا. [٧]
احزاب (٣٣) ١٠
٢٢) مورد هجوم قرار گرفتن مسلمانان مدينه از سوى لشكر دشمن در غزوه احزاب:
يأيّها الّذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود فأرسلنا عليهم ريحا وجنودا
[١] گروهى از منافقان (بنو حارثه و بنوسلمه) از پيامبر (ص) اجازه مىخواستند تا سپاه را ترك كرده، به مدينه باز گردند. اينكه از پيامبر (ص) درخواست اذن براى خروج مىكردند، حاكى از تصميمگيرى و فرماندهى پيامبر (ص) در غزوه احزاب است. (مجمعالبيان، ذيل آيه)
[٢] آنان از اين جهت به پيامبر (ص) نگاه مىكردند تا رخصتى براى ترك جهاد به دست آورند و اين از موقعيّت محورى حضرت حكايت دارد.
[٣] پيامبر، مؤمنان را از هجوم احزاب و جنگ با آنان با خبر ساخته بود و آنان را بشارت داده بود كه در اين جنگ پيروزى با آنان است. هنگامى كه مؤمنان احزاب را نگريستند، به حقانيت سخن پيامبر (ص) پى بردند و اين يكى از معجزات حضرت بود. (مجمعالبيان، ذيل آيه)
[٤] اجازه جهاد از پيامبر (ص) دلالت بر وجود نظم و هماهنگى دارد.
[٥] از جبائى نقل شده است: اضطراب برخى از مسلمانان به سبب ترس از جان بوده (به سبب احتمال كشته شدن) و اضطراب و ناآرامى برخى ديگر به سبب (احتمال در خطر قرار گرفتن) دين بوده (مجمعالبيان، ذيل آيه) و (هنالك) اشاره به غزوه احزاب است.
[٦] احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و مقصود از «الظّنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى هم قرينهاى بر نكته مزبور است.
[٧] «زاغت الابصار و بلغت ...» اشاره به شدت ترس و حيرت است. (مجمعالبيان، ذيل آيه)