دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٢٣
| پزدوی، ابوالیسر جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٢٣ |
پَزْدَوی، یا بزدوی،
ابوالیسرصدرالاسلاممحمدبنمحمدبنحسینبن عبدالکریم(٤٢١- رجب٤٩٣ق/١٠٣٠- مۀ١١٠٠)،
متکلم، فقیه و قاضی حنفی ـ ماتریدی.
نام پزودی یا بزدوی منسوب است به محلی به نام پزده یا بزده که قلعهای بود بر سر
راه نسف به بخارا(سمعانی، الانساب، ١/٣٣٩؛ یاقوت، ذیل بزده). وجه تسمیۀ کنیۀ او
«ابوالیسر» این است که چون برادرش علیبنمحمدپزودی را به سبب دشوار فهم بودن
نوشتههایش «ابوالعسر» میخواندند، در مقابل، وی را به دلیل آسانی و قابل فهم بودن
آثارش «ابوالیسر» خواندند(طاش طایریزاده، ٢/٥٤).
از قرار معلوم پزودی نخستین آموختههای خود را نزد پدرش محمدبنحسین فرا گرفت و این
محمد نیز به نوبۀ خود نزد پدرش، یعنی عبدالکریم تحصیل کرده بود و عبدالکریم شاگرد
ابومنصور ماتریدی بود(پزودی، ٣، ١٥٥، ١٥٨). این معنا در وهلۀ نخست نشان میدهد که
پزودی در خانوادهای اهل دانشزاده و بالیده است؛ خاصه آنکه پسرش احمد و
برادرزادهاش حسنبنعلی نیز دانشمند بودند(عبدالقادر، ١/٣٠٩، ٢/٧٦)؛ در ثانی گویای
این است که وی به مکتب حنفی ـ ماتریدی تعلق داشته است که از دیرباز در شهرهای
ماوراءالنهر گسترده شده بود. از دیگر استادان پزودی میتوان از اسماعیل
بنعبدالصادق بیاری و ابویعقوب یوسف سیاری نام برد(لکهنوی، ١٨٨؛ عبدالقادر، ١/٤١٦).
پزودی در روزگار خود از چهرههای برجسته و پیشوای مکتب حنفی ـ ماتریدی گردید،
چنانکه دانشپژوهان از دور و نزدیک به مجالس درس او میرفتند که شمار زیاد نام
شاگردان او در منابع، حکایت از درسهای پررونق او در بخارا و سمرقند، و اهتمام او به
امر آموزش دارد. یکی از مشهورترین شاگردان او نجمالدین عمربنمحمدنسفی(٤٦١-٥٣٧ق)
نویسندۀ القند و العقائدالنسفیة است(نسفی، ٥٤٥). برخی دیگر از شاگردان او عبارتاند
از محمدبناحمد سمرقندی نویسندۀ تحفةالفقهاء(لکهنوی، همانجا)، ابوالفضل کاخی،
ابوالقاسم طرازی، ابوالقاسم مروزی، ابوالمحامد مستملی، ابوحفص سبخی، ابوالحسن
شاوانی(سمعانی، التحبیر، ١/٥٤٢-٥٤٣، ٥٨٥، ٢/١٨٧، ٢٨٦-٢٨٧، ٢٨٨، ٢٩١)،
احمدبنمحمدخلمی و محمدبنمنصور نوقدی(عبدالقادر، ٣/٣٢٢، ٣٧٣).
پزودی چندی قاضیالقضات سمرقند بود، اما دانسته نیست که وی در چه تاریخی به این
منصب گمارده شده است، اما هانس پتر لینس تخمین زده است که این تاریخ ٤٨١ق/١٠٨٨م
است(ص١٣). از قرائن چنین برمیآید که پزودی در حدود سال ٤٨١ق در بخارا بوده، و این
تاریخ مقارن حملۀ ملکشاه به سمرقند و بخاراست(پزودی، ٢٥٩). او در بخارا
درگذشت(ذهبی، ١٩/٤٩).
آثار: پزودی نویسندۀ پرکاری بوده(لکهنوی، همانجا)، و نوشتههایش مورد عنایت دانش
دوستان بوده است(ذهبی، همانجا). از نوشتههای برجای ماندۀ وی میتوان از اصولالدین
و کتاب فیه معرفة الحجج الشرعیة یاد کرد. از کتابهای دیگر او جز نامی نمانده که از
آن جمله است: امالی(حاجی خلیفه، ١/١٦٥) و المبسوط فی الفروع (بغدادی، ٢/٧٧).
عقاید: پزودی در کتاب اصولالدین(تألیف: ٤٨١ق، نک: پزودی، همانجا). نظام کلامی خود
را که در واقع همان چارچوب فکری مکتب ماتریدیه است، تبیین کرده، و توضیح داده است.
وی عقاید ماتریدیه را همان باورهای «اهل سنت و جماعت» و روش پیامبر(ص) دانسته، و با
انگیزۀ مبارزه با اندیشههای فلسفی و عقاید گمراهان و بدعتگذاران این کتاب را
نوشته است(نک: ص٤). پزودی فیلسوفان را به سبب عقایدی که در مورد خدا، نبوت و معاد
دارند، کافر میداند(ص٢٤٠). انگیزۀ دیگر او در نوشتن این کتاب رویگردانی دانشمندان
از علوم کلام و روی آوردنشان به فقه بوده است.
ساختمان هندسی اندیشههای کلامی پزودی بر دوگانه انگاری جهان ذهن و جهان عین، و
مسلم داشتن جهان خارج همچون یک واقعیت و حقیقت نفسالامری است. بدین قرار نخست با
سوفسطاییان درگیر میشود(ص٥)؛ پس از آن به معرفی منابع معرفت کلامی میپردازد و
آراء دیگران را در این زمینه نقد میکند و تعقل و استدلال را حجت میشمارد(ص٥-١١).
وی سپس بحث جواهر و اعراض را پیش میکشد(ص١١-١٤) تا از رهگذر آن ـ برخلاف اندیشۀ
فیلسوفان ـ به اثبات حدوث کل عالم بپردازد و آن را مقدمهای برای اثبات پدیدآورندۀ
عالم قرار دهد(ص١٤-١٨)؛ آنگاه در بحث توحید اثبات میکند که این پدیدآورنده، واحد
است و اندیشههای دوگانه و سهگانه باوران را به نقد میکشد(ص١٨-٢٠).
در مبحث ذات الاهی عقیدۀ او این است که خدا شبیه چیزی نیست و از این رهگذر با همۀ
فرقههایی که تجسیم یا تشبیه معتقدند، درگیر میشود و آیههای مورد استناد مشبهه را
به نفع الاهیات تنزیهی تأویل میکند(ص٢١-٣١). در مورد صفات خدا، تبیین وی از صفات
به اندیشههای اشاعره(ه م) در این باب نزدیک میشود. او برخلاف متعزله، برای صفات
به حقیقتی ورای ذات معتقد است و این صفات را قائم به ذات میداند(ص٣١-٤٢).
در باب اراده و مشیت الاهی، با یکی دانستن این دو، از باور ابوحنیفه فاصله
میگیرد(ص٤٢-٤٣). او همسو با اهل سنت و جماعت، کلام الاهی را قدیم و غیر مخلوق
میداند و دلایل مخالفان این باور را نقد میکند(ص٥٣-٦٩). او بر آن است که خدا قابل
دیدهشدن است و معتقد است که شماری از مؤمنان در بهشت او را میبینند(ص٧٧-٨٨). در
مبحث نبوت پس از اثبات نبوت عامه، به اثبات نبوت پیامبر(ص)از رهگذر معجزهای چون
قرآن میپردازد(ص٩٧، ٢٢٠).
در مسئلۀ جبر و اختیار، باز او به «کسب» اشاعره نزدیک میشود(ص٩٩، ١١٥). او برخلاف
معتزله و همسو با اشاعره معتقد است که نمیتوانیم بگوییم که کاری برخدا واجب است یا
واجب نیست، زیرا افعال خدا براساس مشیت مطلق اوست، نه برمقتضای احکام عقل
عملی(ص١٢٦)، و براساس آیاتی از قرآن(مثلاً اعراف/٧/١٨٦)خدا خبر داده است که گاه در
حق بندگان کاری میکند که به صلاح آنان نیست(پزودی، ١٢٧). او برخلاف معتزله افعال
الاهی را مهلل به اغراض نمیداند، بلکه مشیت مطلق خدا را که مقید به هیچ قیدی نیست،
حاکم بر همهچیز میانگارد(ص١٣٠). در مسئلۀ وعد و وعید، پزودی همچون مرجئه از
وعیدیه سخت دور میشود و بر آن است که مرتکبان کبیره در دوزخ نمیمانند و شاید
اصلاً به آنجا نروند(ص١٣١). در باب ایمان، وی همان باور اشاعره را تأیید
میکند(ص١٤٦-١٤٧). دربارۀ اثبات روز رستاخیز، استدلال وی مبتنی بر حکمت عملی و عدل
خداوند دربارۀ کسانی است که در دنیا کیفر نمیبینند(ص١٥٧). چیزی که ما را به یاد
استدلال امانوئل کانت فیلسوف آلمانی در این باب میاندازد.
در مبحث امامت و سیاست، برپایۀ اینکه امام باید از همه برتر باشد(ص١٨٧)، همچون سایر
اهل سنت، ابوبکر را خلیفۀ شایسته پس از پیامبر(ص) میداند(ص١٧٨) و باور شیعه را
مردود میشمارد(ص١٧٩-١٨٤). البته معزول کردن امام را در هنگام تخلف روا
نمیداند(ص١٩٠).
پارهای از آراء فقهی پزودی در برخی منابع فقهی آمده است(نک: ابننجیم، ١/٣٠٩،
٣/٢٦٦، ٦/١٢٦، ٢٥٩؛ ابنشحنه، ٣٢١؛ کاسانی، ١/٢٤٧).
مآخذ: ابنشحنه، احمد، لسان الحکام، قاهره، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ ابننجیم، زین،
البحرالرائق، بیروت، دارالمعرفه؛ بغدادی، هدیه؛ پزودی، محمد، اصولالدین، به کوشش
ه.پ. لینس، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ حاجی خلیفه، کشف؛ ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء،
به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش
عبدالله عمربارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ همو، التحبیر، به کوشش منیره ناجی سالم،
بغداد، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ طال کوپریزاده، احمد، مفتاحالسعادة، حیدرآباددکن،
١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ عبدالقادر قرشی، الجواهر المضیئة، به کوشش عبدالفتاح محمدحلو، قاهره،
١٤١٣ق/١٩٩٣م؛ قرآن کریم؛ کاسانی، ابوبکر، بدائعالصنائع، بیروت، ١٩٨٢م؛ لکهنوی،
محمدعبدالحی، الفوائدالبهیة، بیروت، ١٣٤٤ق؛ لینس، ه. پ.، مقدمه بر اصولالدین(نک:
هم، پزودی)؛ نسفی، عمر، القند فی ذکر علماء سمرقند، به کوشش یوسف هادی، تهران،
١٣٧٨ش؛ یاقوت، بلدان.
ناصر گذشته