دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٩٣
| بهنسا جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٩٣ |
بَهْنَسا، شهری در مصرباستان. امروزه
ویرانههای این شهر کهن درروستایی به همین نام در ١٥ کیلومتری غرب شهر بنیمزار،
مرکز مدیریۀ(استان) منیا در °٢٨ و ´٣٢ عرض شمالی و °٣٠ و ´٣٩ طول شرقی واقع
است(نک: «اطلس...١»، ١٤٣، نیز فهرست، ٤؛ کشف...، ١٢؛EI٢). این شهر در زبان قبطی
پمجه٢ و در زبان یونانی اوکسورانخوس٣ خوانده میشده است(استرابن، VIII/١٠٩؛ پاولی
EI٢;XVIII(II)٢٠٤٣).
به گزارش مقریزی، این شهر به دست یکی از پادشاهان قبطی به نام مناوشبنمنقاوش بنا
گردیده است(الخطط، ١/٢٣٧-٢٣٨). بهنسا در دورۀ پیش از اسلام از مراکز مسیحیت در مصر
وسطیٰ بهشمار میرفته، و اسقفنشین بوده است و دستکم ١٠ کلیسا در شهر، و شمار
بسیاری صومعه در حومۀ آن برپا بوده است(پاولی، XVIII(II)/٢٠٤٦). به گزارش دمشقی در
سدۀ ٧ق یکی از این صومعهها که بنایی شگفت داشته، همچنان برجای بوده است(ص٥٠). این
شهر نزد قبطیان مقدس شمرده میشد و به باور آنان حضرت عیسی(ع) به همراه مادرش ٧ سال
در بهنسا اقامت داشته است و از آنجا رهسپار بیتالمقدس شدهاند و از برکت حضور آن
حضرت، چاه بَلسَم که نزد مسیحیان مصر متبرک است و هر ساله برای تبرک جستن به آنجا
میروند، در این شهر ظاهر شده است(مقریزی، همانجا؛ یاقوت، ١/٧٧١؛ ابنظهیره، ١٠٨؛
بستانی، ٥/٦٤٧). برخی از مفسران، تحت تأثیر این روایت که منشأ مسیحی دارد، مراد از
«ربوه»(مؤمنون/٢٣/٥٠) را اشاره به بهنسا دانستهاند(نک: نویری، ٢/٢٦١؛ ابن ظهیره،
١٠٧).
شهرهای مصر از جمله بهنسا در دورۀ فتوحات مسلمانان، به روزگار عمربنخطاب، به دست
عمروبنعاص گشوده شد(نک: بلاذری، ٢٩٨-٢٩٩). ظاهراً مردم بهنسا در این جنگها
پایداری سرسختانهای از خود نشان دادهاند که مدتها در خاطرهها باقی ماند و
الهامبخش داستان مشهوری به نام بهنسا گردید(نک: بستانی، همانجا؛ EI٢). در سدههای
نخستین اسلامی بهنسا یکی از کورههای مصر علیا بهشمار میرفته است(نک: یعقوبی،
١/١٨٩؛ ابن خردادبه، ٧٧؛ مقدسی، ١٩٤-١٩٥؛ قدامه، ١٧٨).
شهرت این شهر بیشتر مرهون پارچههای آن بوده، و انواع پشمی، کتانی و زربفت آن به
دیگر جایها صادر میشده است. نیز نوعی پردۀ زردوزی بافته میشد که طول آن به ٣٠ ذرع
میرسیده، و جفت آن حدود ٣٠٠ دینار ارزش داشته است(ابن حوقل، ١/١٩٥؛ مقدسی، ٢٠٢؛
ادریسی، ١/١٣٠).
در دورۀ فاطمیان گروهی از طوایف عرب از مغرب به مصر مهاجرت کردند و در مناطق مختلف
این سرزمین ساکن شدند. در این میان قبیلۀ لواته در بهنسا ساکن شد(مقریزی،
البیان...، ١٣٤). در دورۀ ممالیک توجه خاصی به این شهر میشده، و از شهرهای بزرگ و
آباد آن روزگار بهشمار میرفته است و دارای مساجد، مدارس و حمامهای متعددی بوده، و
پیرامون آن را باغهای انبوهی دربرمیگرفته است(نک: ابنشاهین، ٣٢؛ وطواط، ٨٥؛
ابنبطوطه، ٤٧)؛ اما پس از این دوره، رونق خود را از دست داد و به شهرکی کماهمیت
بدل شد و امروزه جز تودهای ویرانه در روستایی کوچک، چیزی از آن باقی نمانده
است(EI٢). در روزگار آبادانی بهنسا، علمای چندی از این شهر برخاستهاند که از آن
جملهاند: ابوالحسناحمدبن عبدالله بهنسی(سمعانی، ٢/٣٧٥)،
ابوالحسنعلیبنقاسمبنمحمدبهنسی(یاقوت، همانجا) و شیخ احمدبنیحییبن
محمدبهنسی(بستانی، ٥/٦٤٨).
مآخذ: ابن بطوطه، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٣م؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش
کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛ ابن خردابه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش محمدمخزوم،
بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن شاهین ظاهری، خلیل، زبدة کشفالممالک و بیان طرق و
المسالک، به کوشش پل راوس، پاریس، ١٨٩٤م؛ ابنظهیره، الفضائل الباهرة، به کوشش
مصطفیٰ سقا و کامل مهندس، قاهره، ١٩٦٩م؛ ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، پورت سعید،
١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ بستانی، بطرس، دائرةالمعارف، بیروت، ١٢٩٨ق/١٨٨١م؛ بلاذری، احمد،
فتوحالبلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمرانیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
دمشقی، محمد، نخبةالدهر، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش
عبدالرحمان بنیحییٰ معلمی، حیدرآباددکن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ قرآن کریم؛ قدامةبن جعفر،
الخراج، به کوشش محمدحسین زبیدی، بغداد، ١٩٨١م؛ کشف اسماء المدن و النوحی
المتعبرة...، قاهره، ١٩٥٥م؛ مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن،
١٩٠٦م؛ مقریزی، احمد، البیان و الاعراب، به کوشش عبدالمجید عابدین، قاهره، ١٩٦١م؛
همو، الخطط، بیروت، دارصادر؛ نویری، محمد، الالمام، به کوشش اتین کومب و عزیز
سوریال عطیه، حیدرآباددکن، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ وطواط، محمد، مباهجالفکر و مناهجالعبر،
به کوشش عبدالعال عبدالمنعم شامی، کویت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد،
تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ نیز:
Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦; EI٢; Pauly; Strabo, The Geography, tr. H. L.
Jones, London, ١٩٤٩.
بهزاد لاهوتی
١. Britannica… ٢. Pemdje ٣. Oxyrynchus