دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٦٧
| بهروزخان جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٦٧ |
بِهْروزْخان، نام دوتن از امیران کرد دنبلی
در عهد صفویه:
١. امیربهروزخان، ملقب به سلمان خلیفه، پسر امیررستم. وی در ٩٢٠ق/١٥١٤م امیر طایفۀ
دنبلی شد و ٥٥ سال به حکمرانی پرداخت. در نخستین سال فرمانروایی او سلطان سلیم
عثمانی به آذربایجان لشکر کشید. امیربهروز برای حفظ ایل خود از گزند سپاهیان
عثمانی، آنان را از ناحیۀ خوی به ناحیۀ کوهستانی هکّاری و ارجیش(ه م) کوچاند و سپس
پسرخود کنعانبک را به سرپرستی ایل گماشت و خود به حضور شاه اسماعیل اول صفوی رسید.
شاه اسماعیل هم به پاس خدمات پدران وی به خاندان صفوی، او را ملقب به «سلمان»
نمود(تاریخ...، ١٤٢). همچنین شاه اسماعیل او را منصب خلیفگی بخشید(همانجا) و به او
اجازۀ ارشاد داد(نک: جواهر، ٤/٢٠٦).
در ٩٤٥ق/١٥٣٨م که سلطان سلیمان عثمانی به عزم تسخیر آذربایجان وارد ایران شده
بود(تاریخ، همانجا)، شاه طهماسب صفوی در بازگشت از نبرد ازبکان، با شمار اندکی از
سپاهیان خود، در ابهر اردو زد و آمادۀ دفع تهاجم سپاهیان عثمانی شد. در این هنگام،
امیر بهروز با سواران تازه نفس به اردوی شاه طهماسب پیوست(همان، ١٤٥).
امیربهروز در ٩٩٥ق/١٥٨٧م در ٩٥ سالگی درگذشت و او را در مقبرۀ امرای دنبلی به خاک
سپردند. تنها پسر او کنعانخان در روزگار جوانی درگذشته بود و از اینرو، پس از وی
نوادهاش ایوبخان به امارت رسید(همان، ١٤٤؛ جواهر کلام، ٤/٢٠٧).
٢. بهروزخان دوم، پسرایوبخان. او از نزدیکان شاهعباس اول صفوی بود(همانجا).
هنگامی که شاه عباس در ١٠٠٩ق/١٦٠٠م پیاده رهسپار زیارت مشهد مقدس شد، بهروزخان از
جملۀ همراهان او بود که سراسر راه را پیاده پیمودند. در این سفر بهروزخان به لقب جد
خود «سلمان» ملقب گردید(تاریخ، ١٤٧؛ نیز نک: اسکندربیک، ٦١٠-٦١١).
در ١٠١٢ق به هنگام بازپسگیری تبریز از عثمانیان بهروزخان به شاهعباس پیوست و
پیشاپیش، خود را به تبریز رسانید و «دفترآقاسی»(دفتردار)پاشای عثمانی را از تبریز
ربود و در نیک پی زنجان نزد شاه عباس برد. شاهعباس هم با اطلاعات دفتر آقاسی
دریافت که سپاه عثمانی برای سرکوب کردهای سلماس، تبریز را بیدفاع گذاردهاند، از
اینرو، با نیرویی اندک(حدود ٣٠٠نفر)به تبریز تاخت و در ١٩ربیعالثانی١٠١٢ وارد آن
شهر شد و مقدمات رهایی دیگر نواحی آذربایجان را فراهم کرد(ریاحی، ١٢٩؛ تاریخ، ١٤٨).
در ١٠١٧ق/١٦٠٨م، هنگامی که بهروزخان حاکم چورس از توابع خوی بود، برای مقابله با
تعرضات مرزی محمدپاشا، حاکم عثمانی ارجیش و عادلجور، از حاکم تبریز یاری جست و با
٥٠٠ سوار بر سر او تاخت و او را در بند کرده، به تبریز فرستاد(اسکندربیک، ٧٨٣-٧٨٤).
در ١٠٢٥ق هنگامی که شاهعباس در گرجستان بود، فرزندان غازیبیک کرد شوریدند و به
قلعۀ قارنیارق دست یافتند و با دستدرازی به نواحی سلماس، موجبات ناامنی را در این
نواحی فراهم آوردند. بهروزخان به همراه پیربوداقخان حاکم تبریز برای دفع این فتنه
از تبریز بیرون آمدند. در جنگی که نزدیک سلماس درگرفت، حاکم تبریز کشته شد و
بهروزخان به محاصرۀ کردان درآمد. اما با شنیدن خبر بازگشت شاهعباس از گرجستان به
جانب آذربایجان، کردان عقبنشینی کردند و بهروزخان هم در تبریز به حضور شاهعباس
رسید و خلعت یافت(همو، ٩٠١-٩٠٢).
تاریخ درگذشت بهروزخان دوم به درستی دانسته نیست. منابع مختلف تاریخ مرگ وی را از
١٠١٤تا١٠٤٥ یاد کردهاند. منابعی که اساس آنها ریاضالجنة تألیف عبدالرزاق دنبلی
بوده است، برتاریخ ١٠١٤ق تأکید دارند؛ ولی این تاریخ نادرست مینماید، زیرا پسر و
جانشین وی علیخان، لقب صفیقلی داشته، و از اینرو، احتمالاً بیشتر دوران امارت
علیخان مقارن با سلطنت شاهصفی (١٠٣٨-١٠٥٢ق/١٦٢٩-١٦٤٢م) بوده است. از سوی دیگر
اسکندربیک در ذیل وقایع سال چهل و دوم سلطنت شاهعباس اول(١٠٣٨ق)، از بهروزخان به
عنوان حاکم منطقۀ چورس و سلماس یاد میکند(ص١٠٨٦)؛ بنابراین مرگ وی احتمالاً در
سالهای نخستین سلطنت شاهصفی اتفاق افتاده است.
مآخذ: اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛ تاریخ دودمان دنبلی، نسخۀ
خطی موجود در کتابخانۀ مرکز، شم ٣٢١٠؛ جواهرکلام، عبدالعزیز، آثارالشیعةالامامیة،
ترجمۀ علی جواهرکلام، تهران، ١٣٠٧ش؛ ریاحی، محمدامین، تاریخ خوی، تهران، ١٣٧٢ش.
علیکرم همدانی