دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٤٥
| بهتنده جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٤٥ |
بَهَتِنده١، شهر و شهرستانی به همین نام در
ولایت پنجاب هند. نام پیشین این مکان تبرهنده٢ بود و اقوام مالوایی در سدۀ ٢قم آن
را بهتنده نامیدند(روی، ١١١؛ دوموهان، ٤٨-٤٩ ؛ برای وجه تسمیه، نک: «تاریخ...٣»،
II/٤٣٨ ). نویسندگان اسلامی آن را بهاتیه، بهاطیه، تبرهنده، تبرهند و پاتینده(نک:
عتبی، ٢٧٥؛ گردیزی، ١٧٨؛ باقر، ٦٠ ). نامیدهاند و در منابع دیگر به اشکال متفاوت
آمده است(کانینگم، I/٢١٦ ). کانینگم احتمال داده است که بهتنده همان ماتیلا یا
مهاتیلا٤ ، یعنی یکی از ٦ دژ بزرگ سند در سدۀ ٧م بوده باشد(همانجا).
شهرستان بهتنده با وسعت ٥٦٤‘٥ کم ٢ در دشت رسوبی مسطح جنوب رودخانه سوتلج در شمال
غربی هند قراردارد. شهر بهتنده در °٣٠و´١٣ عرض شمالی و °٧٥ طول شرقی قرار دارد. این
شهر درگذشته دارای دیوارهای بلند و محصور در میان خندقها بوده است(نک: ابن اثیر،
٩/١٨٤)و امروزه از مراکز مهم خطوط راهآهن شمال غربی هند و شهرهای نزدیک پاکستان به
شمار میرود(اسپیت، ٥٤١؛ گانگولی، EI١,IX/١٨٣;٧).
شهرهای مهم شهرستان بهتنده عبارتاند از کوت کَپورا، فَریدکوت، مانسا و
تَلوَندیسابو. بهتنده مرکز بازرگانی محصولات کشاورزی مناطق همسایه است. آبراههای
حفرشده در این منطقه کمبود باران را جبران میکند. تولیدات کشاورزی آن گندم، پنبه،
نیشکر و حبوبات است و کارخانههای تولید آرد و نساجی نیز دارد(بریتانیکا، چ١٩٧٨م،
میکرو، I/١٠٤٣، چ١٩٨٦م، II/١٨٧). در ١٣٦٠ش/١٩٨١م شهرستان بهتنده ٦٠٦‘٣٠٤‘١تن و شهر
بهتنده ٤٥٣‘١٢٤تن جمعیت داشته است(همانجا).
پیشینۀ تاریخی: بنای شهر بهتنده را به سدۀ ٤قم و اسکندر مقدونی نسبت دادهاند(نک:
کانینگم، همانجا). این منطقه در سدۀ ٢قم محل عبور اقوام هندی ـ یونانی و مالوایی
برای مهاجرت به سایر نقاط بود(دوموهان، ٤٨-٤٩). بیرونی آورده است که در بهتنده برای
کتابت، خطی موسوم به اردناکری به کار میرفته است(ص٨٢). در ٣٩٣ق/١٠٠٣م سلطان محمود
غزنوی از نواحی مولتان گذشته و قصد بهتنده کرد و در خارج از شهر موضع گرفت. راجۀ
بهتنده لشکری گران به مقابلۀ او فرستاد و پس از جنگی سخت مغلوب شد و سلطان محمود
ثروت بسیار از جمله ٢٨٠ فیل از این شهر به غنیمت برد(گردیزی، همانجا؛ احمد، ١/٨-٩).
سال بعد که سلطان محمود مجدداً به هند بازگشت، امیدوار بود که راجۀ بهتنده در
لشکرکشی سلطان محمود به سوی جی پال، فرمانروای پنجاب به او یاری کند، اما او چنین
نکرد و محمود بهتنده را گرفت و قصد داشت تا با وادار کردن مردم به پذیرش اسلام،
بهتنده را به سرزمینهای تحت فرمان خود ملحق کند، اما سیل او را وادار به بازگشت
کرد(گانکولی، همانجا؛ هیگ، ١٤؛ پاول پرایس، ١٠٢).
در ٥٨٧ق/١١٩١م محمدغوری به هند تاخت و بهتنده را تصرف کرد و حکومت آن را به
ضیاءالدین توکلی سپرد. پس از این، بهتنده مورد هجوم فرمانروایان غیر مسلمان هند
قرار گرفت و ١٣ماه در محاصره بود(سیهرندی، ٧، ٩؛ باقر، همانجا). بعدها بهتنده زیر
سلطۀ سلاطین مملوک قرار گرفت(نک: حبیبالله، ١٣١-١٣٢).
از آثار تاریخی بهتنده دژی عظیم با دیوارهایی به بلندی ٣٦متر است که در سدۀ ١٦م بنا
گردیده است. مدفن خواجه رتن(بابارتن) نیز در بهتنده واقع است(بریتانیکا، چ١٩٧٨م،
میکرو، I/١٠٤٣).
مآخذ: ابناثیر، الکامل؛ احمد، نظامالدین، طبقات اکبری، کلکته، ١٩٣٥م؛ بیرونی،
ابوریحان، تحقیق ماللهند، به کوشش ادوارد زاخاو، لندن، ١٨٨٧م؛ سیهرندی، یحیى، تاریخ
مبارک شاهی، به کوشش محمدهدایت حسین، کلکته، ١٩٣١م؛ عتبی، محمد، تاریخ بمبئی، ترجمۀ
ناصح جرفادقانی، به کوشش جعفرشعار، تهران، ١٣٤٥ش؛ گردیزی، عبداللهی، زینالاخبار،
تهران، به کوشش عبداللهی حبیبی، ١٣٤٧ش؛ نیز:
Bāqir, M., Lahor, Past and Present, Lahor, ١٩٥٢; Britannica; Cunningham, A., The
Ancient Geography of India, Varanasi, ١٩٦٣; Dev Mohan, M. v., The North-West
India, Ludhiana, ١٩٧٤; EI١; Ganguly, D. C., »The Ago of Prithviraja III«, The
Struggle for Empire, ed. R. C. Ma jumdar, Bombay; Habibullah, A.B.M., »The
Mamluk Sultāns of Delhi«, ibid; Haig, W.,»The Ghaznavids«, The Cambridge History
of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. III; The History of India, ed. H.M. Elliot,
Allahabad, Kitab Mahal; Powell-Price, J.C.P., A History of India, London,١٩٥٥;
Roy, S., »Akbar«, The Mughul Empire, ed. R.C. Ma jumdar, Bombay, ١٩٨٤; Spate,
O.H.K. et al., India, Pakistan and Ceylon, London, ١٩٦٠.
پرویزامین
١. Bhatinda ٢. Tabarhinda ٣. The History… ٤. Matila/Mahātila