دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٢٨
| بهارستان جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٢٨ |
بَهارِسْتان، از آثار عبدالرحمان
جامی(٨١٧-٨٩٨ق/١٤١٤-١٤٩٣م)، و آمیخته به نظم و نثر و فراهم آمده در ٨٩٢ق. جامی این
کتاب را برای فرزندان ضیاءالدین یوسف که به «آموختن مقدمات کلام عرب و اندوختن
قواعد فنون ادب» اشتغال داشت، گردآوری و آن را به پادشاه تیموری سلطان حسین
بایقرا(سل ٨٧٣-٩١١ق/١٤٦٨-١٥٠٥م)تقدیم داشت (نک: ص٢٥، ٢٦).
بهارستان در یک مقدمه، ٨ روضه(بخش)و یک خاتمه تألیف شده است. مقدمۀ اثر به انگیزۀ
مؤلف از نگارش کتاب اختصاص دارد(ص٢٥-٢٧)و روضهها به ترتیب دربارۀ مشایخ صوفیه، حکم
و مواعظ، حکومت و شاهان، بخشش و بخشندگان، عشق و عاشقان، مطایبات، شعرو شاعران و
سرانجام حکایاتی از زبان جانوران فراهم آمده است(ص ٢٩، ٣٧، جم ). خاتمۀ کتاب، شامل
سال تألیف اثر و ذکر این نکته از سوی جامی است که تمامی محتویات کتاب ازخود اوست و
از منبع دیگری به عاریت گرفته نشده است(ص١٢١-١٢٢).
بهارستان به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده است(نک: ص ٢٥-٢٦). این تقلید در موضوع
و قالببندی و شیوۀ نگارش کتاب آشکار است. با این همه، تفاوتهایی هم میان این دو
اثر دیده میشود. صفا(٤/٥١٥) و سادات ناصری(١/٣١٠)این تفاوتها را در عین تمایل به
سادگی در غلبۀ سخن منظوم و فراوانی سجع و تکلف در بهارستان دانستهاند. افصحزاد
مشابهت این دو اثر را در شکل و صورت و تفاوتهای آنها را در نگرش دو مؤلف میداند و
میافزاید که سعدی برای بیان و تفهیم افکار و عقاید خود به حکایات تاریخی، روایات و
مطایبات توسل جسته، در حالی که جامی تنها به بیان تجربه، دانش، بینش و آمال خود
پرداخته است(ص٢٢٣-٢٢٤). ابراهیم حریری تفاوت میان این دو اثر را در شمار اشعار و
چگونگی به کاربردن آنها میداند و معتقد است که در بهارستان اشعار بیشتری دیده
میشود و شعر در این کتاب، ترجمۀ کاملی است از نثر ماقبل خود، در حالیکه در
گلستان، شعر در خدمت تأیید، تکمیل و یا تزیینبخش منثور هر داستان است. او همچنین
میافزاید که جامی به جای نوشتن یک کتاب اجتماعی و ادبی که برای متکلم و مترسل مفید
باشد، کتابی در تصوف، عرفان، هزل، نقد شعر و اخلاقیات نوشته، و به اثر خود جنبۀ
علمی و درسی داده است(ص٤٥٠-٤٥٢).
بهارستان نثری ساده و در عین حال مسجع دارد که گاهی به تکلف میگراید. در نثر
بهارستان، صنایع بدیعی فراوان به چشم میآیند که برخی از آنها عبارتند: جناس،
تشبیه، تضاد، مراعات نظیر(حاکمی، ١٤-١٥). افزون بر صنایع ادبی، از دیگر ویژگیهای
نثر بهارستان، به کار گرفتن آیات قرآنی، احادیث، امثال و حکم، اشعار فارسی و عربی و
لغات و اصطلاحات عرفانی است(همو، ١٤-١٦).
گلستان سعدی به لحاظ قالب و محتوای آن از منابع اصلی جامی در تألیف بهارستان بوده
است(جامی، ٢٦). به نظر میرسد منابع دیگری از جمله تذکرههای فارسی، مقامات عرفانی
و تواریخ گوناگون نیز در شمار مآخذ او بودهاند. حاکمی، المستجاد من فَعَلات
الاجواد و الفرج بعد الشدّۀ تنوخی و ترجمۀ فارسی آن را از منابع بهارستان برشمرده
است(ص١٦)و ابراهیمی حریری کلیله و دمنه، مرزباننامه، حدائقالسحر، چهار مقاله،
المعجم فی معاییر اشعار العجم و آثار عبید زاکانی را از جملۀ این مآخذ
میداند(همانجا).
با تمام این تفاصیل، تنها چند سالی پس از تألیف بهارستان، این اثر مورد توجه و
التفات از مؤلفان، مترجمان، شارحان و کاتبان آثار ادبی و عرفانی قرار گرفت. این
توجه و التفات از طریق تقلید، تلخیص، شرح، ترجمه، کتابت و بعدها چاپ بهارستان به
ظهور رسید. از میان آثاری که بهارستان را جزو منابع خود قرار داده، و یا به تقلید
از آن نوشته شده است، میتوان به این کتابها اشاره کرد: ترجمۀ مجالس النفائس امیر
علیشیرنوایی از حکیم شاه محمد قزوینی(تألیف: ٩٢٧-٩٢٩ق)، مجمعالخواص از صادقی
کتابدار(تألیف: ١٠١٦ق)، منتخب الاشعار(تألیف: نیمۀ اول سدۀ ١٣ق)، شمع انجمن از محمد
صدیق( تألیف: ١٢٩٢ق)(گلچین، ١/٧٥١، ٢/١٢٠-١٢١، ١٣٢-١٣٣، ٣٠٦-٣٠٧)و بلبلستان(ه
م)از فوزی موستاری.
از بهارستان تلخیص و یا گزیدههایی نیز تهیه شده است که مهمترین آنها
خزینةالفوائد از محمد حسین قادری است. این کتاب در حیدرآباد دکن به همراه گزیدۀ
برخی از متون عرفانی دیگر در ١٢٩٤ق تألیف شده است(منزوی، خطی مشترک، ٣/١٤٢٨). گزیدۀ
دیگری از بهارستان(بدون نام انتخاب کننده و زمان انتخاب)وجود دارد که دستنویس آن
موجود است(نک: همان، ١٤/٣١).
بهارستان دارای چند شرح به زبان ترکی است. قدیمترین آنها در کمتر از ١٠٠سال پس از
تألیف بهارستان در قلمرو عثمانی توسط شمعالله پرزرینی، معروف به شمعی(د
١٠٠٠ق/١٥٩٢م)در میانۀ سالهای ٩٨٢-٩٨٧ق صورت گرفته است. دستنویسی از این شرح در
دارالکتب قاهره موجود است(اته، ١٧٥؛ دارالکتب، ١/٣١٣). از دیگر شروح بهارستان،
هدایة العرفان است که در ١٢٥٢ق/١٨٣٦م در استانبول به چاپ رسیده است. نام شارح این
کتاب معلوم نیست(منزوی، خطی، ٥/٣٥٣٥). شاکر افندی از دیگر شارحان بهارستان، اثر خود
را در ١٢٩٤ق/١٨٧٧م در استانبول به چاپ رسانده است(رضازاده شفق، ١٧٥).
بهارستان تاکنون به چند زبان ترجمه شده است. قدیمترین آنها به زبان آلمانی است که
توسط شلشتا وسرد١ صورت گرفته، و در١٨٤٦م در وین به چاپ رسیده است(همانجا). ترجمۀ
بعدی آن به زبان انگلیسی است که توسط انجمن کاما شاسترا٢ در هند انجام، و در ١٨٨٧م
چاپ شد(مشار، ١/٢٣٨-٢٣٩). پس از آن ترجمۀ دیگری از روضۀ ششم بهارستان توسط ویلسن به
زبان انگلیسی انجام شد(براون، ٧٦٤). ترجمۀ فرانسۀ بهارستان توسط هانری ماسه صورت
پذیرفت و در پاریس به چاپ رسید(گلچین، ٢/٤٨٥، ٤٨٦)و ترجمۀ روسی آن هم در١٩٣٥م در
مسکو چاپ شد(طبری، ١٠٣).
از بهارستان دستنویسهای بسیاری باقی است که به وفور در بسیاری از کتابخانههای
دنیا یافت میشود. برخی از این دستنویسها، تنها چند سال پس از تألیف بهارستان
کتابت شدهاست(نک: منزوی، خطی، ٥/٣٥٣٥-٣٥٣٧، خطی مشترک، ١٤/٣٠-٣١). بر پایۀ همین
دستنویسها تاکنون چاپهای متنوع و بسیاری از این اثر در آسیای صغیر، شبه قارۀ هند و
ایران صورت گرفته است. قدیمترین چاپهای آن مربوط است به سالهای ١٢٥٢ق(استانبول)،
١٣٢٩ق(کانپور)و ١٣٠٨ق(تهران).
مآخذ: ابراهیمی حریری، فارس، مقامهنویسی در ادبیات فارسی و تأثیر مقامات عربی در
آن، تهران، ١٣٤٦ش؛ اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ صادق رضازاده شفق، تهران،
١٣٣٧ش؛ افصحزاده، اعلاخان، نقد و بررسی آثار و شرح احوال جامی، تهران، ١٣٧٨ش؛
براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران(از سعدی تا جامی)، ترجمۀ علی اصغر حکمت، تهران،
١٣٣٩ش؛ جامی، عبدالرحمان، بهارستان، به کوشش اسماعیل حاکمی، تهران، ١٣٦٧ش؛ حاکمی،
اسماعیل، مقدمه و حاشیه بر بهارستان(نک: هم، جامی)؛ دارالکتب، خطی فارسی؛ رضازاده
شفق، صادق، تعلیقات بر تاریخ ادبیات فارسی(نک: هم، اته)؛ سادات ناصری، حسن،
تعلیقات بر آتشکدۀ آذر بیگدلی، تهران، ١٣٣٦ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در
ایران، تهران، ١٣٦٣ش؛ طبری، محمدعلی، زبدةالآثار، تهران، ١٣٧٢ش؛ گلچین معانی، احمد،
تاریخ تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨-١٣٥٠ش؛ مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی
فارسی، تهران، ١٣٣٧ش؛ منزوی، خطی؛ همو، خطی مشترک.
علی میرانصاری
١. Schlechta- Wessehrd ٢. Kama Shastra