ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - دولة بنى اميّه
براى خوردن به اندكى قناعت فرمود گوشهء چشمى براى تمايل ، به دنيا نيفكند او بود لاغرترين مردم دنيا با تهىگاه خالى و گرسنه ترين مردم دنيا ، با شكمى كم غذا همهء دنيا بر آن انسان كامل عرضه شد ، آن را نپذيرفت [ وقتى كه ] دانست خداوند چيزى را دشمن مى دارد ، آنرا دشمن مى داشت . و چيزى را تحقير مى نمايد ، آنرا پست مى شمرد و چيزى را ناچيز مى داند ، آنرا ناچيز مى دانست و اگر در ما جز اين نبود كه دوست بداريم آنچه را كه خدا و رسولش دشمن مى داشت و تعظيم كنيم چيزى را كه خدا و رسولش آنرا ناچيز مى دانند ، كفايت مى كند براى ارائه مخالفت و جدائى از خداوند سبحان آن برگزيدهء خدا ( ص ) روى زمين مى نشست و غذا مى خورد و مانند بندگان مى نشست و با دست خود ، كفش خود را پينه مى دوخت و لباسش را به دست خود وصله مى زد و گاهى الاغ برهنه سوار مى گشت و كسى را پشت سر خود سوار مى فرمود گاهى كه مى ديد پرده اى صورتگرى و نقاشى شده از در خانه اش آويخته است [ خطاب ] به زنش مى فرمود : آن پرده را از جلو چشم دور كن ، زيرا وقتى كه بر آن مى نگرم ، دنيا و زر و زيورهايش را بياد مى آورم او از ته دل از دنيا اعراض نمود و ياد او را از نفسش ميراند لذا دوست داشت كه زينت دنيا را از ديدگانش دور بدارد و از دنيا براى خود لباس فاخر اتخاذ نكند و دنيا را پايدار تلقى ننمايد . و به عنوان اقامتگاه ، دل به آن نبندد و اميدوار نگردد لذا دنيا را از نفس خود بيرون راند و آنرا از دل خويشتن بر كنار فرمود و از ديدگاه خود ناپديد ساخت چنين است كه هر كس چيزى را دشمن داشت ، نظر به آن و يادآورى آنرا نيز دشمن مى دارد در زندگى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم براى تو دليل براى اثبات بدىها و عيوب دنيا وجود دارد زيرا او و نزديكترين اشخاصش در اين دنيا سير نشدند و همهء زر و زيورهاى دنيا با وجود تقرب بزرگى كه به خدا داشت از او دور گشت آن كس كه نظر مى كند ، با