ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - نظريهء ابن أبي الحديد معتزلى شارح معروف نهج البلاغه در جملات فوق ، مربوط به عايشه
شما وارد شوند . بلكه ، تنها پيوستگى آنها با شما با يك تماس سطحى چونان باد گرم گذران خواهد بود . زيرا رويدادهاى جهان هستى هر چه باشند كوچكتر از آنند كه راهى به مقام شامخ ربوبى داشته باشند . ٥ ، ٩ - و أمّا فلانة ، فأدركها رأى النّساء و ضغنّ غلا فى صدرها كمرجل القين ، و لو دعيت لتنال من غيرى ما أتت إلى لم تفعل ، و لها بعد حرمتها الأولى و الحساب على اللَّه تعالى . ( و امّا فلانكس ، رأى زنان او را گرفت و خصومتى در سينه اش چونان كورهء آهنگران به غليان افتاد . اگر از آن زن خواسته مى شد كه آنچه را كه در بارهء من روا داشت ، در حق ديگرى به جريان مى انداخت ، انجام نمى داد . با اين حال حرمتى كه داشت بحال خود باقى است و حساب با خدا است . ) نظريهء ابن أبي الحديد معتزلى شارح معروف نهج البلاغه در جملات فوق ، مربوط به عايشه « بدان اين كلام به شرحى نيازمند است . من اين كلام را به شيخ ابو يعقوب يوسف بن اسماعيل اللمعانى كه در زمان اشتغالم به علم كلام در نزد او ، خواندم و نظر او را پرسيدم .
او پاسخ طولانى به من داد كه من حاصل آنرا متذكر مى شوم [ بعضى از مطالب با الفاظ او و بعضى ديگر با الفاظ من است ، زيرا عين همهء الفاظ او اكنون به يادم نيست ] ابو يعقوب لمعانى چنين گفت : « ابتداء كينه ما بين عايشه و فاطمه ( س ) به وجود آمد ، زيرا پيامبر اكرم ( ص ) با عايشه پس از وفات خديجه ازدواج فرمود و او را قائم مقام خديجه نمود و فاطمه دختر خديجه بود ، و واضح است كه وقتى مادر يك دختر از دنيا رفت و پدر آن دختر ، با زنى ديگر ازدواج كرد ، ميان دختر و زن كدورت و عداوتى به وجود مى آيد و اين يك پديدهء ضرورى است ، زيرا تمايل پدر به زن يك امر طبيعى است و دختر از تمايل پدر به زن ديگر كراهت دارد . . . . سپس چنين اتفاق افتاد كه رسول خدا