ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - نمونه اى از مختصات ايمان
< شعر > جاهل است و غافلست از حالشان چون رود در خونشان و مالشا ٠ ن گفت خصمان عالمند و علتى جاهلى تو ليك شمع ملتى ز ان كه تو علت ندارى در ميان آن فراغت هست نور ديدگان و ان دو عالم را غرضشان كور كرد علمشان را علت اندر گور كرد جهل را بىعلتى عالم كند علم را علت كژ و ظالم كند تا تو رشوت نستدى بيننده اى چون طمع كردى ضرير و بنده اى < / شعر > مولوى ٤ . ايمان راه روشن و مشعلش هميشه فروزان است . بدانجهت كه مقصد انسان تكاپوگر با ايمان ، دائما روشن است . لذا همواره او در راه شايستهء خود حركت مى كند اگر هم او راه را از چاه تشخيص ندهد ، راه سراغ او را مى گيرد . اينست مفاد قاعده لطف خداوندى .
< شعر > گر مرد رهى ميان خون بايد رفت از پاى فتاده سرنگون بايد رفت تو پاى به راه در نه و هيچ مگوى خود راه بگويدت كه چون بايد رفت < / شعر > ٥ . همان گونه كه از وجود ايمان به اعمال صالحهء شخص مؤمن مى توان پى برد ، همچنان از اعمال صالحه . شخص صالح ، مى توان ايمان او را درك و دريافت نمود . اين همان كشف استلزامى است كه « ايمان » و « اعمال صالحه » با يكديگر دارند . كشف اعمال صالحه از ايمان كشف ، معلول از علت و كشف ايمان از اعمال صالح ، كشف معلول از علت خويش است بنا بر اين هر دو كشف بر مبناى قانون « عليت » مى باشد . اگر ايمان وجود نداشته باشد ، اعمال صالحهء قابل اسناد به خدا و حد اقل به وجدان [ نه به سوداگرىها ] امكان پذير نخواهد بود ، اگر چه كارهاى بسيار بزرگى از انسان صادر گردد و مردم عادى هم چنين انسانى را قهرمان تلقى كنند همچنان اگر اعمال يك انسان شايسته و صلاحيت