ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - ١ - تفاوت زندگى بىفلسفه و بىهدف با مراعات نظم ، با زندگى با فلسفه و با هدف ولى بىنظم
< شعر > نداند به جز ذات پروردگار كه فردا چه بازى كند روزگار < / شعر > اين انسان آگاه بدان جهت كه آمادهء رويارويى با رويدادهاى غير منتظره و محاسبه نشده است ، لذا با توجه به قانون « قدرت شرط تكليف است » دست و پاى خود را گم نمى كند و به مقدار توانايى خود ، نظم موقعيت را بوجود مى آورد .
٥ - آنچه كه در بررسىهاى امتيازات نظم و زشتىهاى بىنظمى در زندگى ، از نظرها دور مى ماند ، جنبهء زيبايى خود نظم و زشتى بىنظمى است
٥ - آنچه كه در بررسىهاى امتيازات نظم و زشتىهاى بىنظمى در زندگى ، از نظرها دور مى ماند ، جنبهء زيبايى خود نظم و زشتى بىنظمى است در گذشته ، در گفتگو با بعضى از رياضيدانان عاليمقام ، اين صحبت پيش آمد كه آنان در عمليات رياضى كه منظمترين فعاليتهاى مغزى در بارهء واقعيات مسائل رياضى مى باشند ، نوعى زيبايى معقول احساس مى كنند كه كاملا قابل توصيف نيست . كسانى كه در تعريف زيبايى به اين حقيقت معتقدند كه زيبايى نمودى است نگارين و شفاف كه بر روى نظم عالى ( كمال ) كشيده است ، جنبهء زيبايى نظم را به خوبى مى پذيرند .
آيا مراعات نظم مطلق در زندگى با آزادى ناسازگار است
آيا مراعات نظم مطلق در زندگى با آزادى ناسازگار است با توجه به هويت نظم در جهان عينى و كارهاى انسانى كه همهء ادراكات و انديشه و پيش بينى و اراده و تصميم او را وابستهء زنجير علل و معلولات و وسائل و اهداف رويدادها و فعاليتهاى جبرى و شبه جبرى مى نمايد ، آدمى را در اسارت « بايد » ها و « نبايد » ها در مى آورد . اين تو هم اگر چه از جهت گرفتارى انسان به تعاقب و حلقههاى زنجيرى امور زندگى در صورت نظم محض صحيح بنظر مى رسد ، ولى ضرورت نظم در زندگى چنانكه در مبحث قبلى اثبات شد ، از يك طرف ، و اشتياق ذاتى انسان به آزادى [ البته مسئولانه ] مخصوصا علاقهء فراوان او به زندگى در جهانى كه ديوارهاى آهنين قوانين طبيعت و قراردادها ، ديدگاه او را تاريك نكند ، از طرف ديگر ، تضادى را