ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - يك بررسى مختصر در بارهء معاوية بن ابى سفيان
مواد خام نظريات ماكياولى را در جوامع اسلامى پياده كرد .
اين انسان وارونه به اصطلاح امير المؤمنين در پاسخ نامهء محمد بن ابى بكر كه از مصر نوشته و او را به جهت مخالفت با حكومت حقهء امير المؤمنين توبيخ و تهديد نموده بود ، چنين مى نويسد : « فقد كنّا و ابوك فينا نعرف فضل ابن ابي طالب و حقّه لازما مبرورا علينا فلمّا اختار اللَّه لنبيّه ما عنده و اتّم له ما وعده و اظهر دعوته و ابلج حجّته و قبضه اللَّه اليه صلوات اللَّه عليه فكان ابوك و فاروقه اوّل من ابتزّه حقّه و خالفه على امره على ذلك اتّفقا و اتّسقا . . . و لو لا ما فعل ابوك من قبل ما خالفنا ابن ابي طالب و لسلَّمنا اليه . . . - [١] » ( ما در زمان پيامبر بوديم و پدرت هم با ما برترى على بن ابي طالب و لزوم حق او را برگردن خود مى دانستيم ، هنگامى كه خداوند پيامبر اسلام را به پاداشى كه براى او آماده كرده بود برگزيد و آنچه را كه به او وعده كرده بود به اتمام رسانيد و دعوت او را آشكار ساخت و حجتش را روشن فرمود ، پدر تو و فاروقش اولين كسى بودند كه حق على را از او سلب كردند و با او مخالفت ورزيدند و بر اين كار اتفاق داشتند .
اگر پدرت پيش از من اين اقدام را نكرده بود ، ما با على بن ابي طالب مخالفت نمى كرديم و خلافت را به او تسليم مى نموديم . ) بدين ترتيب اين حيله گر سه زمامدار گذشته را هم در موقعيت مناسبى براى توجيه كار ماكياولىاش همدست مى كند و براى ساكت كردن محمد بن ابى بكر و موجه نشان دادن مبارزه با حق را كه در پيش گرفته بود ، به چنين وسيله اى كه براى او امكان داشته است ، دست مى زند اين معاويه كه بهار اسلام را به خزان مبدل كرده بود ، يزيد فرزند خود را كه هيچ
[١] . تاريخ صفين ، نصر بن مزاحم ، چاپ مصر ، ( دوم ) ص ١١٩ و ١٢٠ و مروج الذهب ، مسعودى چاپ مصر ( سعادت ) ج ٣ ، ص ٢١ و ٢٢ و شرح نهج البلاغه ، ابن أبي الحديد ، ج ١ ، ص ٢٨٤ و جمهرة رسائل العرب ، احمد زكى صفوت ، ج ١ ، ص ٥٤٥ و ٥٤٦ .