ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - شرط انتقال از خود طبيعى متورم ( شخصيت ناسالم ) به من كمالى ( شخصيت سالم ) چندان دشوار نيست زيرا آنچه كه لازم است سربلند كردن از لجن خود متورم به بالا و نگريستن به ملكوت هستى است اين سربلند كردن و اين نظاره تا به بارگاه هستى آفرين منتهى نگردد ، پلك چشمان درون روى هم نيفتد
< شعر > ١ . و مكلَّف الأيّام ضدّ طباعها متطلَّب فى الماء جذوة نار ٢ . الدّهر يخدع بالمنى و يغصّ أن هنّا و يهدم ما بنى ببوار [١] < / شعر > ( آن كسى كه از روزگار رو به سقوط و فنا ، ضد طبيعت آن را مى خواهد ، همانند كسى است كه قطعههاى آتش را در آب مى جويد . ) ٢ ( روزگار [ همانند شخصيت بيمار ] به وسيلهء آرزوى بىاساس ، انسان را مى فريبد . و اگر پديدهء گوارايى را پيش بياورد ، غوطه ور در غصّه مى سازد و آنچه را كه ساخته است با نابودى ويرانش مى نمايد . ) شرط انتقال از خود طبيعى متورم ( شخصيت ناسالم ) به من كمالى ( شخصيت سالم ) چندان دشوار نيست زيرا آنچه كه لازم است سربلند كردن از لجن خود متورم به بالا و نگريستن به ملكوت هستى است اين سربلند كردن و اين نظاره تا به بارگاه هستى آفرين منتهى نگردد ، پلك چشمان درون روى هم نيفتد .
روزى حضرت موسى ( ع ) از خدا خواست كه گام به بارگاه ربوبيش گذارد ، او در نيايش خود چنين گفت : ربّ كيف أصل أليك قال اللَّه تعالى : قصدك لى وصلك ألىّ [٢] ( پروردگارا چگونه به تو برسم خداوند فرمود : قصد وصول به من ، همان و رسيدن به من همان . ) اين نوع وصول از « سيه چال شخصيت ناسالم » به « زمينه شخصيت سالم » نيز وجود دارد . يعنى آغاز ورود به منطقهء شخصيت سالم يك آگاهى و قصد و اختيار
[١] . ديوان ابى الحسن التهامى قصيده در رثاء فرزندش .
[٢] - زهر الرّبيع منسوب به سيد نعمة اللَّه جزائرى .