ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - مسئلهء يكم - علل و نتايج بىنظمى در زندگى
آن ، امكان ديدن و دانستن هيچ چيزى وجود ندارد . به جرئت مى توان گفت : نيرومندترين عامل تخريب زندگى [ چه فردى و چه اجتماعى ] همين بىاعتنايى به نظم است كه معلول جهل يا بىاعتنايى به قانونمندى حيات است كه جزئى بسيار با اهميت از كيهان منظم و قانونمند است . ما در اين مبحث حياتى ، دو مسئلهء مهم را مورد بررسى قرار مى دهيم : مسئلهء يكم . علل نتايج بىنظمى در زندگى .
مسئلهء دوم . علل و نتايج نظم در زندگى .
مسئلهء يكم - علل و نتايج بىنظمى در زندگى تعريف نظم ، نظم عبارتست از قرار گرفتن يا قرار دادن هر يك از اجزاء و پديدههاى يك مجموعه در جايگاه قانونى طبيعى يا قراردادى خود .
نوعى از بىنظمى در زندگى ، ناشى از جهل و يا غفلت از ضرورت نظم و معناى بسيار با اهميت آن مى باشد . مانند جهل و يا غفلت انسان در بارهء خويشتن و اهميت شناخت آن كه زيانبارترين زندگى را نصيب انسان مى سازد . اين گونه اشخاص به اضافهء اين كه در يك پوچى مهلك بسر مى برند ، به اندازهء ارتباطاتى كه با ديگر افراد جامعه دارند ، آنان را نيز در معرض ورود اختلالات زندگى قرار مى دهند . به قول ابو العتاهية :
< شعر > لن يصلح النّاس و أنت فاسد هيهات ما أبعد ما تكابد < / شعر > ( مادامى كه تو فاسدى هرگز مردم موفق به صلاح نخواهند گشت [ اگر چنين خيالى در سر دارى ] كوشش بسيار بيهوده اى براى يك امر ناشدنى انجام مى دهى ) و به قول ديگر :