ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - مسئلهء يكم - علل و نتايج بىنظمى در زندگى
محالها ، موقتها به دائمى ها و دائمى ها به موقتها و اصيلها به فرعىها و فرعىها به اصيلها مبدل مى گردد آرى ، معجزه بىنظمى ها بيش از اينها است ، مثلا : هست را نيست و نيست را هست مى نمايد ١٠ - از بين رفتن توانايى براى خلاقيتهاى مفيد
١٠ - از بين رفتن توانايى براى خلاقيتهاى مفيد با نظر به ضرورت تقيد به شرايط خاص توفيق يافتن براى خلاقيتها ، ١ - علاقه و عشق به تنظيم مقدمات وصول به دهليز ابداع و اكتشاف . ٢ - تلاش مرتب در مسير تجربهها . ٣ - آگاهى به نظم قوانين و اصول مربوط به علل و شرايط حقيقتى كه تكاپو و تلاش براى كشف آن صورت مى گيرد و بهره بردارى صحيح از آنها ، براى وصول به ابداع و اكتشاف ضرورىتر از آن است كه نيازى به اثبات داشته باشد ، اگر چه لحظاتى در مسير تجارب و تفكرات براى اكتشافات مى گذرد كه شهود و حتى حالتى شبيه به بىطرفى بودن همهء معلوماتى كه انسان مكتشف را به آستانهء كشف و ابداع رهنمون شده است . وارد جريان مى گردد ، ولى اين شهودها و حالات پديده هايى مخصوص هستند كه براى اكتشاف و ابداع لزوم دارند لذا اگر هم همان شهودها و حالات براى كسى كه در جريان تلاشها و تجربههاى ممتد و متنوع براى اكتشاف و ابداع آن حقيقت معين نيستند دست بدهند ، موفق به كشف و الهام و ابداع نمى گردند .
مسئلهء دوم - علل و نتائج نظم در زندگى
مسئلهء دوم - علل و نتائج نظم در زندگى با بررسى و انديشهء لازم و كافى در علل و نتائج ده گانهء بىنظمى در زندگى ، براى فهم علل و نتائج نظم در زندگى ملاحظهء اضداد [ يا نقائض ] آنها كافى بنظر مى رسد . يعنى با توجه به ضد [ يا نقيض ] بىاعتنايى به اصول و قوانين ، كه عبارتست از اعتناء و اهتمام به اصول و قوانين ، ضرورت و ارزش والاى مراعات نظم در زندگى بخوبى روشن