ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦١ - تعريف شخصيت سالم
هست بپذيريم ، و الا طبيعت خودش بدون در نظر گرفتن تمايل شما هر چه بخواهد و بپذيرد اجرا مى كند ، و از شما نمى پرسد كه چه بايدش كرد . . . « آفرين احسنت ، اتفاقا عقيدهء من نيز موبموهم اين است . آقايان من ، البته مرا مى بخشيد كه مدتى است از فلسفه كنار كشيدهام ، زيرا در اثر اين كار چهل سال تاريكى داشتم پس حالا مى توانيد لطفا به من اجازه بدهيد كمى تصور و خيال كنم . توجه كنيد : آقايان من ، عقل و خرد چيز خوبى است ، هيچ كس بر اين مطلب اعتراضى ندارد ، ولى عقل و خرد هميشه عقل و خرد است و عقل و خرد خواهد بود ، و تنها غذاى روان و فكر آدمى است ، در صورتى كه اميال و خواهشها ، بر عكس اين عقل و خرد ، نمايشى از مجموع زندگانى بشرى است . مى خواهم بگويم ، كليهء زندگانى بشرى و هر چه در زير و بم اين زندگانى وجود دارد است ، و اگر اين زندگانى در تظاهرات آشكارش ، به صورت مبتذل ، ژنده ، پوسيده و پليدى نيز جلوه كند ، باز هم زندگى است ، و به عقل و درايت ربطى ندارد ، زندگى است و نه يك فرمول رياضى ، جذر و كعب و معادله . [١] تعريف شخصيت سالم واضح است ما تاكنون توانايى تعريف حقيقى شخصيت سالم را با اين فلسفهها و علومى كه تاكنون به دست آوردهايم ، نداريم . مخصوصا با در نظر داشتن اين كه ما بايد هم يك تعريف يا حد اقل يك توصيف رضايت بخش در بارهء شخصيت داشته باشيم و هم در بارهء مفهوم سالم ، تا بتوانيم براى شناخت شخصيت سالم ، مفاهيمى روشن و قابل قبول را مطرح نماييم .
ما براى شناخت شخصيت هيچ راهى جز توصيف مختصات آن نداريم ، زيرا درك و
[١] . يادداشتهاى زيرزمينى ، داستايوسكى ، ترجمهء آقاى رحمة اللهى ، ص ٤٢ تا ٦٠ .