ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - شخصيت سالم در برابر شخصيت بيمار ، يعنى چه
< شعر > با مدّعى مگوييد اسرار عشق و مستى تا بىخبر بميرد در درد خود پرستى < / شعر > گمان نمى رود هيچ انسان آگاه و خردمندى ، پليدى كبر و غرور و خودخواهى را درك نكرده باشد . با جرئت مى توان گفت كه تقبيح و اهانتى كه بشريت در تمامى دورانها براى خود خواهان ابراز كردهاند ، در بارهء هيچ كسى روا نداشتهاند . توجه فرماييد :
< شعر > تا جان به تن ببينى مشغول كار او باش هر قبله اى كه ببينى بهتر ز خود پرستى < / شعر > حافظ < شعر > من غلام آنكه او در هر رباط خويش را واصل نداند بر سماط < / شعر > مولوى < شعر > هر كه را مردم سجودى مى كنند زهرها در جان او مى آكنند < / شعر > مولوى شخصيت سالم در برابر شخصيت بيمار ، يعنى چه هر موجود گياهى ، حيوانى و انسانى كه با نظر به قوانين زندگى مخصوص به آن ، هويت طبيعى خود را در مسير ادامهء حيات حفظ نموده و در جريان تأثير و تأثر كمالى قادر است در ارتباط با موجوداتى كه با آنها ( ارتباط با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) در تماس قرار مى گيرد ، آن هويت را با نظم مقرر خود ، اداره كند . چنين موجودى از سلامت برخوردار است و بالعكس هر موجودى كه از در فعاليت و جريان