ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - از زير انبوه خاكها بر مى خيزيد در حالى كه رستاخيز شما را در خود فرو برده است
را بشنويد : « اگر انكار و ترديد در بارهء آنچه كه به گوشت مى رسد تو را به اضطراب انداخت ، [ خود را گم مكن ] بهتر اين است كه اين گونه مشكلات را در بوتهء امكان بگذارى مگر اين كه برهانى روشن بر محال بودن آنها داشته باشى . » [١] با نظر به مجموع دلائل عقلى و شهود قبلى و منابع دينى ، بديهى است كه وحشت و هراس در اين دنيا و موقع گذر از پل زندگى به ما بعد زندگى و خوابيدن در زير انبوه خاكها براى كسانى است كه در اين دنيا با نفس كثيف و آلوده به گناهان زندگى كرده و بدون پشيمانى و توبه از اين جهان رخت بر بسته و راهى زير خاك تيره گشتهاند . و الَّا < شعر > گر مرگ رسد چرا هراسم كان راه به تست مى شناسم از خورد گهى به خوابگاهى وز خوابگهى به بزم شاهى خاكى كه به تست خانه خيزم خوش خسبم و شادمانه خيزم < / شعر > نظامى گنجوى ٥٦ ، ٦٤ - و كأنّ الصّيحة قد أتتكم و السّاعة قد غشيتكم ، و برزتم لفصل القضاء قد زاحت عنكم الأباطيل ، و اضمحلَّت عنكم العلل و استحقّت بكم الحقائق و صدرت بكم الأمور مصادرها ، فاتّغطوا بالعبر و انتفعوا بالنّذر از زير انبوه خاكها بر مى خيزيد در حالى كه رستاخيز شما را در خود فرو برده است هيچ كس راهى براى گريز از آن رستاخيز كه بر همه احاطه كرده است ، ندارد ، حالتى است بىسابقه ، بدون اين كه در حواس طبيعى آدمى ، تغيير به وجود بيايد ، بدون اين كه
[١] . الاشارات و التنبيهات ، ج ٣ ، نمط ١٠ ، ص ٤١٨ ، ابن سينا .