ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و هفتم
مشاهده مى شود كه شبيه باينست كه همهء نعمتهاى خداوندى در اختيار انسان قرار گرفته است . با اين دريافتهاى ملكوتى ( ١ - حمد صحيح مانند چشمهء هميشه جوشان ، بذرهاى كاشته شدهء انواع ذكر الهى را آبيارى مى كند . ٢ - ستايشگر خود را در درياى فضل خداوندى غوطه ور مى بيند . ٣ - نورانيتى كه بسبب ذكر مبارك حمد در دل انسان به وجود مى آيد ، با روشنايى آن ، نعمتهاى بىپايان خداوندى در ديدگاه شخص حامد قرار مى گيرد . ٤ گاهى شدت تأثير ذكر حمد ، چنان است كه ستايشگر تمامى نعمتهاى خداوندى را در اختيار خود مى بيند . ) انسان آگاه عظمت خداوندى را به مقدار توانايى خود در مى يابد .
١٧٥ ، - عباد اللَّه ، أنّ الدّهر يجرى بالباقين كجريه بالماضين . لا يعود ما قد ولَّى منه ، و لا يبقى سرمدا ما فيه . آخر فعاله كأوّله ، متشابهة أموره ، متظاهرة أعلامه . فكأنّكم بالسّاعة تحدوكم حدو الزّاجر بشوله فمن شغل نفسه بغير نفسه تحير فى الظَّلمات ، و ارتبك فى الهلكات و مدّت به شياطينه فى طغيانه و زيّنت له سيّئ أعماله . فالجنّة غاية السّابقين و النَّار غاية المفرّطين ( بندگان خدا ، روزگار بر آيندگان چنان مى گذرد كه بر گذشتگان . آنچه كه از زمان پشت گرداند ، بر نمى گردد . و آنچه كه در جويبار زمان است ، ابدى و سرمدى نخواهد ماند . پايان كار روزگار همانند آغاز آن است . و امور آن شبيه يكديگر . علامتها و نشانههاى آن با ظهور پى در پى نمودار مى گردد . قطعى است كه قيامت شما را همچنان به سوى خود مى راند كه شتردار شتر مادهء بىشير و بچهء او را . پس هر كس كه خود را براى غير خويشتن مشغول بدارد ، در تاريكيها متحير ماند و در مهلكهها آشفته و مشوش گردد و شياطين مسلط بر او ، او را در طغيانگرىها بكشند [ يارى نمايند ] و زشتى اعمال او را براى او بيارايند . بهشت نهايت سرنوشت سبقت جويان [ بر خيرات ] است و آتش نهايت سرنوشت تفريط گران . )