ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - فرصتها را از دست ندهيم ، زيرا بار ديگر بر نمى گردند و نتايج سوء آن گريبان آيندگان را هم خواهد گرفت
امير المؤمنين عليه السلام در سخنان مباركش بارها و بارها صلاح و فساد مردم را با كمال اخلاص و آگاهى و صراحت بيان مى فرمودند . مخصوصا با توجه به اين كه هيچ كس در خلوص و آگاهى همه جانبهء آن بزرگ بزرگان ترديدى به دل راه نمى داد . زيرا دشمن و دوست روح الهى آن محبوب خداوندى را درك مى كرد و همان گونه كه در همين نهج البلاغه تصريح فرموده است : مخالفين و يا موافقين بىاراده و دنيا دوست كمترين اشكالى بر زندگى فردى و اجتماعى و دينى و اخلاقى و سياسى آن بزرگوار نتوانسته بودند مطرح كنند . دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام نه تنها براى مردم آن دوران و نه تنها براى جوامع اسلامى براى هميشه بلكه براى بشريت در همهء طول تاريخ فرصتى بود كه از دست رفت و هيچ علتى جز خودكامگى خود خواهىها و سلطه پرستى درنده خويان نداشت كه نگذاشت اين انسان كامل رسالت كامل خود را در اختيار انسانها بگذارد و سپس ديده از اين جهان بپوشد و به ديدار محبوبش بشتابد . اگر « تيه » ( گمراهى ) بنى اسرائيل در بيابانها چهل سال بود ، ما مسلمانان در حدود هزار و چهار صد سال در « تيه » ( گمراهى ) مى گذرانيم و هنوز هم سلطه گران اين جوامع چنان از خود بيگانه هستند و چنان مست و خود را باختهاند كه نمى دانند چگونه و چرا و چه مدتى است كه در تيه سرگردانند .
الحمد اللَّه اولا و آخرا در تاريخ ١٦ بهمن ماه ١٣٧٥