ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - اين كه فصل حقيقى اشياء از حدود درك و دريافت ما بالاتر است ، مورد اعتراف همهء متفكران آگاه است
شناخت اشياء بهره بردارى مى نماييم ، فصل منطقى است نه فصل حقيقى ، زيرا به دو علت بسيار مهم ما از درك فصل حقيقى اشياء ناتوانيم .
علت يكم
علت يكم - ناتوانى ما از ورود به كنه و حقيقت ذاتى اشياء است . اين ناتوانى مورد اعتراف صاحبنظران گذشته و دورانهاى اخير است با عبارات مختلف . دليلى كه مى آورند ، ارتباط شديد اشياء عالم هستى است با يكديگر و لازمهء اين ارتباط اين است كه بدون فهم كل مجموعهء موجودات ، شناخت حقيقى ذات يك جزء همه جانبه امكان پذير نمى باشد . اين ارتباط شديد در سخنان شيخ محمود شبسترى كه بارها متذكر شدهايم چنين آمده است :
< شعر > بهر جزئى ز كل كان نيست گردد كل اندر ز امكان نيست گردد جهان كل است و در هر طرفة العين عدم گردد و لا يبقى زمانين دگر باره شود پيدا جهانى بهر لحظه زمين و آسمانى جهان چون خط و خال و چشم و ابروست كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > علت دوم
علت دوم - تصرف وسائل و عوامل درك ما از ابزار ساخته شده با فكر و دست بشرى براى گسترش و عميقتر و دقيقتر ساختن معلومات ما در بارهء جهان هستى از يك طرف و تصرف حواس و فعاليتهاى مغزى ما بجهت بكارگيرى اصول پيش ساخته و تأثرات ثابت درونى و هدفگيرىهاى خاصى از طرف ديگر مانع از وصول به حوزهء ذات و كنه اشياء فى نفسه ( براى خود ) مى باشند . در ساليان گذشته دو نامه از كندياك و فيليستى دولامنه را براى يكديگر ديدهام كه در اين مبحث متذكر مى شوم : كندياك در بارهء خدا به فيليستى مى نويسد : چون من خدا را نمى بينم ، نمى توانم او را بپذيرم يعنى چون حقيقتش را نمى دانم ، لذا نمى توانم وجود او را قبول نمايم : فيليستى در پاسخ او