ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - آيا شدت احساس زيبايى طاوس در خويشتن است كه با نالهء از دل بر آمده به جهت مشاهدهء زشتى پاهايش تعديل مى گردد
است . ولى اين احتمال كه ممكن است چنين باشد ، منتفى نيست . بايد دقيقا بينديشيم در اين كه < شعر > گيرم كه خارم خار بد ، خار از پى گل مى زهد صّراف زر هم مى نهد جو بر كف مثقالها < / شعر > آيا قانونى بسيار با اهميت ، به نام قانون حفظ تعادل در پشت پرده وجود دارد كه نمى گذارد حيات از تعادل خود منحرف گردد و از ادامهء مقررى خود در حكمت ربوبى مختل شود ما كه تاكنون در صدد اين تحقيق نبودهايم ، مخصوصا در دوران ما ، كه تفكرات رفتارشناسى ، انسانشناسى و جهان بينىها را در نمودشناسى رفتارها خلاصه نموده است ، مسلما مانع اين گونه تفكرات عميق و بسيار با اهميت مى باشد . به هر حال دقت فرماييد : ١ . خندههاى عميق ، همواره نوعى گرفتگى ابهام آميزى را به دنبال خود مى آورد .
٢ . شاديهاى بسيار تند اندوههايى مناسب خود را در پى دارد .
٣ . احساس غرور و تكبر بيش از اندازه شكستگى و احساس پستى شكننده اى را نتيجه مى دهد .
٤ . پيروزيهاى مستند به خودخواهىها دير يا زود به شكستهاى فاحش انجاميده است .
٥ . قدرتمندها در گذرگاه روزگار ، همان گونه كه ناتوانان را مى گريانند خود نيز پس از زمانى ، گريههاى تلخ سر مى دهند .
٦ . همواره در هنگام تراكم امواج ظلمت افزا در درون آدميان ، رگهها و روزنه هايى از روشنايىها را ارائه مى دهد .
٧ . نااميدىهاى شكننده در آن هنگام كه مى خواهند آدمى را از پاى در آورند ، اميد نيرومندى در درون سر بر آورده و حيات را از اختلال نجات مى دهد .