ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - در آن هنگام كه خود خواهى تعديل يافت و خود طبيعى در مديريت وجود آدمى جاى خود را ١٧١ به صيانت تكاملى ذات ١٨٧ خالى كرد چهرهء بسيار زيبايى شخصيت سالم با يك روشنايى روشنگر ، مديريت درون آدمى را به دست مى گيرد و طعم قرار گرفتن انسان را در جاذبيت خداوندى به او مى چشاند
إنا من اللَّه ، أنا باللَّه ، أنا ألى الله فرياد مى زند : « من خدايم » يا ارادهء خود را چنان مطلق تلقى مى كند كه مى خواهد ارادهء مطلقى كه گردانندهء هستى است ، از او پيروى كند . و يا مانند تكنيك زدههاى امروز كه بدين وسيله سلطهها به دست آوردهاند ، با ادعاى « انسان خدايى » روشنفكرى خود را به حد نصاب برسانند در آن هنگام كه خود خواهى تعديل يافت و خود طبيعى در مديريت وجود آدمى جاى خود را « به صيانت تكاملى ذات » خالى كرد . چهرهء بسيار زيبايى شخصيت سالم با يك روشنايى روشنگر ، مديريت درون آدمى را به دست مى گيرد و طعم قرار گرفتن انسان را در جاذبيت خداوندى به او مى چشاند .
اى مردم ، اى هنرمندان ، اى دانشمندان علوم انسانى ، اى فلاسفه ، اى فرهنگسازان يقين بدانيد مادامى كه پديدهء خود خواهى تعديل نيافت و به درجهء والاى « صيانت تكاملى ذات » نرسيد ، توقع شخصيت سالم از اين انسانها كه شما با آنها سر و كار داريد ، مانند توقع يك آتش سوزان از آب سرد است كه نامى جز حماقت بىنهايت نمى توانيم براى آن پيدا كنيم .
همان گونه كه توقع « حيات معقول » از زندگى دنيوى غوطه ور در تمايلات بىمهار و امواج طغيانى هوى و هوسها ، نوعى جنون محسوب مى شود ، همچنان توقع شخصيت سالم از آن نوع زندگى است كه همه چيز و همه كس را وسيله و خود را هدف تلقى مى كند . چنين توقعاتى شبيه به همان است كه ابو الحسن تهامى در آن قصيده جاودانى كه در رثاء فرزندش سروده ، آورده است :