ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - همان گونه كه خود خواهى منبع همهء بيماريهاى شخصيتى است و بيمارى شخصيتى منشأ همهء انحرافات و پليديها و حق كشىها و خونريزيها است ، تعديل خود خواهى و مبدل كردن آن به ١٧١ صيانت تكاملى ذات ١٨٧ منبع همهء انواع خيرات و سعادتهاى فردى و اجتماعى براى انسانها مى باشد
است ، يعنى مثلا او ( ١ ) است ولى دائما خود را ، ١٠٠ مى بيند گاهى هم خود را بىنهايت تلقى مى كند شگفتا كه اين بيمارى اصلى و تباه كننده با لذتى دروغين كه دارد ، سر تا سر تاريخ بشرى را فرا گرفته ، جز مذهب و اخلاق الهى كه در آن هم ريشهء مذهبى دارد ، علاج و دوايى ندارد ، ولى همين بيمارى بقدرى تجاوزگر و كور كننده است كه همين علاج و دوا را هم طرد مى كند مى دانيد بيمارى خود خواهى در دفع اين طبابت و ردّ اين علاج و دوا چه مى گويد يك تسبيح به دست مى گيرد و با ذكر نامفهوم علم ، علم ، علم ، علم . . . مذهب و اخلاق و ديگر منابع ارزشى را به خيال خود از ميدان خارج مى كند و با تسليت به خويشتن [ از طرف خود تورم يافته ] سر به بالش راحت مى نهد و بامدادان در دانشگاهها و رسانههاى گروهى دنيا ، كشف جديدى به اين عنوان كه « علم بلى مذهب و اخلاق نه » اينجاست كه بشر به حد نصاب از « خود بيگانگى » مى رسد و فرياد مى زند : اى مرگ بيا كه زندگى ما را كشت انسان خود خواه با خود خواهى تعديل نيافته ، در ارتباط با خدا ، با آن خود تورم يافته ، اگر در درونش جايى براى خدايابى و خدا خواهى باقى مانده باشد ، همواره خود را از خدا طلبكار مى داند كه اگر از نظر جمال ، زيبايى او به درجهء حضرت يوسف ( ع ) نرسد ، و ثروتش از ثروت قارون ١٥ ريال كمتر باشد ، و تواناييش به آن حد نباشد كه بتواند كهكشانها را با دست خود بردارد و در فضا بگرداند و يا يك لحظه سردرد يا پادرد به سراغش بيايد ، فتواى نامباركش چنين خواهد بود كه خدا عادل نيست پس كو و كجاست آن عدالت الهى كه پيامبران و اولياء اللَّه و حكماى راستين و عرفاء دم از آن مى زنند اگر تورم خود طبيعى اين انسان مقدارى هم افزايش پيدا كند ، تدريجا بجاى