ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - ديدگاه دوم
است كه از تحقيقات بسيار عميق در بارهء نمودها و جريانات فيزيكى پديدهء مزبور به آن نتيجه رسيده است ، نه از يك تخيل و تصور مادى ذهنى يا شطرنج بازى مغزى روى مجردات . اين پديدههاى شگفتانگيز ، بدون ترديد مى توانند دانايان منصف را كه بر ضد ماوراى طبيعى حساسيت يا اصول پيش ساخته اى در درون ندارند ، به عالم الهى رهنمون گردند . اما احساس شكوه ملكوت در عالم هستى ، بايد گفت همانند زيباييها كه يا انسان را از درون به بارگاه الهى مى كشاند يا از جهان عينى برونى ، در قانع ساختن بلكه الزام نمودن اشخاص محقق و صاحبنظر به وجود خالق و وحدانيت او ، روشنتر از شگفتىهاى جهان درونى و برونى است . مى توان گفت آيهء مباركهء ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه الْحَقُّ ) [ فصلت آيه ٥٣ ] ( ما آيات خود را در جهان عينى برونى و درونى آنان ، به آنان ارائه خواهيم داد تا آشكار شود كه اوست حق [ اعلا ] منظور ، آن نظم كه منشأ انتزاع قوانين علمى است ، نمى باشد . بلكه مقصود همان شگفت انگيز بودن و حالت ملكوتى است كه در عالم درونى و برونى براى نجات يافتگان از خود خواهى ، از بديهىترين احساس سرچشمه مى گيرند .
ديدگاه دوم - اين است كه ما از پديدهء نظم كه منشأ انتزاع قوانين است ، راهى اثبات وجود خدا مى شويم ، سپس با توجه دقيق به شگفت انگيز بودن پديدهها در عالم هستى و احساس شكوه ملكوت در آن با عظمت و جلال و جمال خداوندى آشنا مى گرديم .
امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبهء مباركه هر دو موضوع ( شگفت انگيز بودن پديدهها و جريان و نمود اجزاء هستى و شكوه ملكوتى آن را ) مطرح فرموده ، مى خواهد بشريت را در همين عالم پايين با عالم بالا آشنا و مربوط بسازد ، ولى مشروط به اين كه عقل صاف و كوشا كه تحت فرمان نفس تهذب يافته فعاليت مى كند ، وارد ميدان شود و دست انسان را بگيرد نه تخيلات و انديشههاى متكى به « خود طبيعى متورم » .