ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - ( اندكى از اخبار عثمان بن عفان
است و مادر او اروى دختر كريز بن ربيعة بن حنين بن عبد شمس است . پس از پايان گرفتن شورى و تثبيت زمامدارى براى او ، مردم به او بيعت كردند . فراستى ( تشخيص هشيارانه و حدس صائب ) كه عمر در بارهء او بكار برده بود ، مطابق واقع گشت .
زيرا او گردنهاى مردم را زير پاى بنى اميّه گذاشت ، شهرها را در اختيار آنان نهاده و اراضى را به آنان سپرد . آفريقا در زمان او فتح شد ، همهء خمس ( يك پنجم ) آنجا را گرفت و به مروان بخشيد . . . عبد اللَّه بن خالد بن اسيد صله اى از عثمان خواست . عثمان چهار صد هزار درهم به او داد . حكم بن العاص را با اين كه پيامبر اكرم ( ص ) تبعيد كرده بود ، برگرداند و ابو بكر و عمر او را برنگردانده بودند و سپس صد هزار درهم به او ( حكم بن ابى العاص ) بخشيد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم محلى از بازار مدينه را كه مهزور ناميده مى شد به مسلمانان واگذار فرموده بود . عثمان آن را به حارث بن الحكم برادر مروان بن الحكم اختصاص داد . فدك را در اختصاص مروان گذاشت . فاطمه سلام اللَّه عليها پس از وفات پدر بزرگوارش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم آن را گاهى به عنوان ميراث و گاهى به عنوان بخشش مطالبه كرد . [١] عثمان براى چراگاههاى اطراف مدينه حدودى براى چارپايان همهء مسلمانان مقرر داشت مگر بنى اميه . همهء آنچه را كه خداوند در فتح آفريقا در مغرب ، نصيب مسلمين
[١] . فدك روستا يا باغهايى در حجاز بود كه فاصله ميان آن و مدينه مسافت دو روز بود . خداوند آن را در سال هفتم هجرت بر مبناى صلح به پيامبر اكرم ( ص ) عنايت فرموده بود . قضيّه چنين بود وقتى كه پيامبر وارد خيبر شد و قلعههاى آن را فتح كرد و نماند از آنها مگر ثلث مردم و محاصره بر آنان تنگتر شد ، مراسله اى با پيامبر ( ص ) نموده از او خواستند كه آنان را از آن محاصره در آورد و آن حضرت آنان را از محاصره در آورد . خبر اين قضيّه به اهل فدك رسيد ، آنان پيامى به آن حضرت فرستادند كه در بارهء فدك با آنان در ميوهها و اموالشان به نصف مصالحه فرمايد . پيامبر اكرم ( ص ) خواستهء آنان را اجابت فرمود . فدك از آن موارد بود كه با حملهء سواران و غير آنها گرفته نشده بود ، لذا خالص از آن رسول خدا ( ص ) بود . معجم البلدان - ياقوت حموى ج ٦ ، ص ٣٤٣ .