ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - مردم در آخر الزمان
تفسير عمومى خطبهء صد و شصت و ششم
تفسير عمومى خطبهء صد و شصت و ششم ٢ ، ٤ - ليتأسّ صغيركم بكبيركم ، و ليرأف كبيركم بصغيركم و لا تكونوا كجفاة الجاهليّة لا في الدّين يتفقّهون ، و لا عن اللَّه يعقلون كقيض بيض في أداح يكون كسرها وزرا ، و يخرج حضانها شرّا . ( بايد خردسالتان از بزرگسالتان پيروى كند و بزرگسالتان به خردسالتان محبت بورزد و مباشيد مانند جفاكاران خشن جاهليت كه نه تفقهى در دين داشتند و نه در بارهء خدا تعقلى [ ظاهرى آراسته به انسانيت و باطنى مانند حيوانات شرّ و پست ] مانند تخمى كه در جايگاه تخمگذارى شتر مرغ است ، شكستن آن گناه و اگر به حال خود گذاشته شود ، ممكن است آنچه كه در درون تخم است شر و فاسد بوده باشد . ) در منطق « حيات معقول » تبادل علوم و تجارب و عواطف و احساسات ميان انسانها قانونى اساسى است
در منطق « حيات معقول » تبادل علوم و تجارب و عواطف و احساسات ميان انسانها قانونى اساسى است امير المؤمنين عليه السلام در آغاز اين خطبهء مبارك ، يكى از اساسىترين قوانين « حيات معقول » را كه تبادل علوم و تجارب و عواطف و احساسات ميان انسانها است گوشزد مى فرمايد . بديهى است كه انسانها استعداد و قواى همهء شئون اصيل حيات خود از هنگام تولَّد ، با خود مى آورند ، ولى كميت و كيفيت به فعليت رسيدن و بهره بردارى از