ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - نمونه اى از مختصات ايمان
نداشته باشد ، كشف از آن مى كند كه شخص مزبور يا ايمان ندارد و نام تو هم و حسّاسيت خاص را ايمان گذاشته است و يا به بيمارى چند شخصيتى مبتلا شده است .
٦ . تنها با ايمان است كه علم صحيح و سازنده به وجود مى آيد . يكى از مباحث مهم ايمان و علم همين است كه آيا ايمان مقدم است يا علم ، ايمان با ارزشتر است يا علم . ايمان علت است و علم معلول ، يا بالعكس - علم علت است و ايمان معلول بديهى است كه وقتى كه مى گوييم : « ايمان مقدم است يا علم » مقصود تقدم زمانى نيست ، بلكه مقصود تقدم در كارايى است . پاسخ اين سؤال چنين است : همان طور كه علم جنبهء وسيله اى دارد و جنبهء هدفى ، همچنان ايمان نيز جنبهء وسيله اى دارد و هدفى . جنبهء وسيله اى علم عبارتست از كشف واقعيات در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) و جنبهء هدفى آن عبارتست از روشنايى در بارهء واقعيات در ارتباطات مزبوره كه عنصر بزرگ جان آدمى است .
< شعر > اقتضاى جان چو اى دل آگهى است هر كه او آگاه تر جانش قوى است < / شعر > اما جنبهء وسيله اى ايمان عبارتست از نيرومند شدن نفس [ من ، شخصيت ] آدمى براى تنظيم و اصلاح نهايى خويشتن در ارتباطات چهارگانهء مزبور . و جنبهء هدفى ايمان ، عبارتست از شكوفايى ذات آدمى در مسير ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) ( ما از آن خداييم و به سوى او بر مى گرديم ) ملاحظه مى شود كه جنبهء هدفى ايمان ، بالاتر از جنبهء هدفى علم است ، زيرا ايمان است كه عامل اصلى شكوفايى ذات آدمى در مسير « حيات معقول الهى مى باشد .
٧ . ايمان مى تواند علم را به مفيديت در حدّ اعلى برساند . آيا هيچ خردمند آگاهى مى تواند در اين حقيقت ترديد كند كه اساسىترين و نيرومندترين عامل مخرب « حيات معقول » انسانها از آغاز حيات اجتماعى در اين كرهء خاكى ، علم بىايمان بوده است . علم