ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - يك بررسى مختصر در بارهء معاوية بن ابى سفيان
ادّعايى به راه انداخته است ] روزگار پس از آنكه مرا به گريه انداخته بود ، خنداند . جاى شگفتى نيست ، چه حادثهء بزرگى كه تعجب را به نهايت مى رساند و كجروى را فراوان مى نمايد . آن قوم درصدد بر آمدند نور خداوندى را از چراغش خاموش و آب حيات جوشانش را از منبع آن ببندند آنان ميان من و خودشان شربتى آلوده را قرار دادند . اگر از ما و آنان ، مشقتهاى فتنه و بلوا مرتفع گردد ، آنان را به حق ناب وا مى دارم و اگر روزگار از آنچه كه من مى خواهم مانع گردد [ وضع من شبيه به وضع رسول خدا ( ص ) است كه خداوند در بارهء او فرمود : « نفس خود را از روى حسرت و تأسف در باره آنان ، از بين مبر ، زيرا خداوند به كردار آنان عالم است . » ] يك بررسى مختصر در بارهء معاوية بن ابى سفيان بدان جهت كه امير المؤمنين عليه السلام در سخنان و نامههاى مبارك خود ، در موارد فراوانى ، معاويه را مخاطب يا مورد معرفى و توبيخ قرار داده و بدانجهت كه اين شخص خود را در روياروى فرزند ابي طالب عليه السلام مطرح نموده و مانع گسترش اسلام علوى و ابلاغ رسالت نبوى بوسيلهء او گشته است ، لازم است كه يك بررسى اجمالى در بارهء اين مرد داشته باشيم : معاويه پدر يزيد در زمامدارى عمر بن الخطاب والى اردن شده سپس عمر او را پس از مرگ برادرش يزيد بن ابى سفيان به حكومت دمشق نصب نمود و در زمان عثمان بن عفان همهء شام به او واگذار شد . - [١] معاويه مردى بود كه به اتفاق آراى مورخين محقق : ايده ئولوژى اسلامى را كه تمام نژادها و جوامع و سرزمينها را با برداشتن مرزها متحد مى ساخت ، وسيله اى در راه زمامدارى شخصى خود و يا برگرداندن آن به نژاد پرستى اولاد و به نژاد عرب ثانيا بوسيلهء پسرش يزيد ، خواسته و
[١] . الاعلام ، زركلى ، ج ٨ ، ص ١٧٢ .