ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩ - نمونه اى از مختصات ايمان
< شعر > چون عمر به سر رسد چه بغداد چه بلخ پيمانه چو پر شود چه شيرين چه تلخ خوش باش كه بعد از من و تو ماه بسى از سلخ به غرّه آيد از غرّه به سلخ < / شعر > منسوب به خيام < شعر > گويند كسان بهشت با حور خوش است من مى گويم كه آب انگور خوش است اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار كاو از دهل شنيدن از دور خوش است < / شعر > منسوب به خيام و اگر كسى بگويد : اين رباعيات واقعا از عمر بن ابراهيم خيام [ يا خيامى ] است ، قطعا خلاف واقع گفته است ، زيرا در تاريخ شخصيتها و فرهنگ اسلامى به يك شاعر پوچگرا « امام » نمى گويند ، در صورتى كه همان گونه كه در كتاب « تحليل شخصيت خيام » بيان شده است . بيش از ١٠ مورد در تواريخ اسلامى به اين مرد « امام » گفته شده است كه از جملهء گويندگان محمود بن عمر زمخشرى است . لطفا مراجعه فرماييد به كتاب « تحليل شخصيت خيام » . و با نظر به فلسفه الهى خيام كه بر روش مشّايى در آن حركت كرده است ، بايد بگوييم : شخصيت به اين عظمت ، به بيمارى چند شخصيتى مبتلا بوده است البته اين سخن ( چند شخصيتى بودن ) را برخى از صاحبنظران در بارهء ابو العلاء معرى كه شاعر است نه فيلسوف تجويز كردهاند كه او از يك طرف مى گويد :
< شعر > أمّا اليقين فلا يقين و إنّما أقصى اجتهادى أن اظنّ و أحدسا < / شعر > ( أمّا يقين ، در هيچ يك از معارف ، يقينى وجود ندارد و جز اين نيست كه نهايت اجتهاد من به گمان و حدس منتهى شود . ) از طرف ديگر بطور يقين مى گويد :
< شعر > خلق النّاس للبقاء فضلَّت أمّة يحسبونهم للنّفاد < / شعر >