ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - خداوند سبحان به جهت اكرام پيامبر ( ص ) بود كه تمايل او را از دنيا گسيخته به مقام شامخ ربوبى پيوسته بود
كند و هر كجا كه او وارد شود قدم بگذارد ، و اگر چنين نكند ، از هلاكت در امان نخواهد ماند ، زيرا خداوند محمد ( ص ) را نشانه اى براى قيامت قرار داد و بشارت دهنده به بهشت و ترساننده از عذاب . [ آن بزرگ بزرگان ] با شكمى تهى از دنيا بيرون رفت و با شخصيتى سالم به سراى آخرت وارد شد . او سنگى روى سنگى نگذاشت تا راه خود را به ابديت پيش گرفت و دعوت خدايش را لبيك گفت چه با عظمت است منت خداوندى بر ما كه پيشوايى براى ما احسان فرمود كه از او پيروى كنيم و حاكمى براى ما قرار داد كه پاى جاى پاى او گذاريم . سوگند بخدا ، اين لباس خود را چندان وصله دوختم كه از وصله كننده اش خجالت كشيدم ، گوينده اى به من گفت : آيا اين لباس را دور نمى اندازى پاسخ دادم : دور شو از من كه در بامداد مورد ستايش قرار مى گيرد كاروانى كه شبانگاه راه رفته است . ) خداوند سبحان به جهت اكرام پيامبر ( ص ) بود كه تمايل او را از دنيا گسيخته به مقام شامخ ربوبى پيوسته بود نتيجه اى كه از تكريم و تجليل رسول خدا ( ص ) از طرف خدا ، به وسيلهء قطع تمايلات او از دنيا و زر و زيور و مال و منال آن و غير ذلك مى توان گرفت ، اينست كه كسانى كه بجهت بيمارى تكاثر ( افزون گرايى در مال و ديگر شئون دنيا ) در علائق و امور فريبندهء آن ، غوطه ور ميشوند و همهء ارزشهاى عالى انسان را از جان و نفس روح خود گرفته ، تا حقوق و جانهاى ديگران را قربانى آن علائق مى نمايند ، مورد اهانت خداوند متعال مى باشند . اين يك قانون كلى است ، هر چيزى كه بايد به عنوان وسيله تلقى شود ، مانند مال و ثروت ديگر امور مطلوب و مورد تمايل مردم ، هرگاه كه جنبهء هدفى به خود بگيرند ، مى توانند همهء ارزشهاى مربوط به آن وسيله و هدف را دگرگون سازند ، اين دگرگونى تا آنجا ممكن است كشيده شود ، كه هستى را نيستى و نيستى را هستى نمايش