ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - ذات اقدس ربوبى و كنه و حقيقت عظمت آن ذات اقدس از دسترس ادراكات بسيار بدور است
عالم فيزيك نيز ناچار است فرض كند كه جهان فيزيكى در تحت سيطره اى از قوانين است كه مى توان آنها را دريافت ، ولو اين كه يقين نداشته باشد كه وى مى تواند اين قوانين را به شكل عمومى بفهمد ، و خاصيت و طريقهء عمل آنها را به شكلى كه موجب يقين باشد ، اكتشاف كند . . . « - [١] مطلب اساسى كه در اين جملات و جملات راسل وجود دارد اين است كه آنچه كه در پهنهء بسيار وسيع طبيعت ديده مى شود توانايى تفسير نهايى و جامعى را در بارهء آنچه كه در طبيعت مى گذرد ، ندارد و اين امور و واقعيات كه در اين جهان ديده مى شوند ، مربوط به عالمى فوق طبيعت است كه واقعيات و قوانينى براى خود دارد و براى يك انسان متفكر روشن است كه همان علت و ملاكى كه موجب شده است راسلها و پلانكها و انيشتينها ، پاى فوق طبيعت را براى تفسير آن به ميدان بكشند ، همان علت و ملاكها نيز موجب اعتقاد به يك حقيقت است كه فوق طبيعت است اين حقيقت خدا است كه حافظ قوانين اداره كنندهء هستى مى باشد .
با درك اين مطلب است كه معناى تجلى صفت قيوميت خداوندى در عالم هستى روشن مى گردد .
امير المؤمنين عليه السلام در دو جملهء بعدى ( هيچ چشمى تو را نديد و تويى كه چشمها را مى بينى ) اشاره به بعضى از علل ناتوانى بشر از درك كنه عظمت خداوندى مى فرمايد . با علم مطلق آن عالم به ذات است كه همهء موجودات جزئى و كلى و همهء اعمال و گفتار و نيتها براى آن آشكار و معلوم است و هيچ مجرمى تبهكارى توانائى گريز از سلطهء مطلقه او را ندارد . چگونه بگريزد و كجا بگريزد در حالى كه نيروى گريز ، وسائل گريز همه از آن خداوند ذو الجلال است و بهر جا كه بگريزد فثّم وجه اللَّه ( دائره
[١] علم به كجا مى رود ، ص ١١٨ و ١١٩ ، ماكس پلانك ، ترجمه آقاى احمد آرام .