ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - نمونه اى از مختصات ايمان
خداييد نه ديگر مردم ، پس مرگ را آرزو كنيد اگر در ادّعاى خود راستگويانيد ) . اگر علم نتواند با دريافت حقيقت ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي . ) [١] ( اى نفس رسيده به آرامش ، برگرد به سوى پروردگارت در حالى كه تو از او راضى هستى و او از تو رضايت دارد . در گروه بندگانم باش و گام به بهشتم بگذار . ) سرنوشت نهايى بشر را قابل درك بسازد .
در بارهء زندگى هيچ چيزى براى بشر نياموخته است ، زيرا بدون فهم حقيقت پل زندگى كه مرگ ناميده مى شود و بدون شناخت جائى كه پس از عبور از پل مرگ بايد به آنجا وارد شد ، حقيقت زندگى روشن نخواهد گشت .
< شعر > اين جهان همچون درختست اى كرام ما بر او چون ميوههاى نيم خام سخت گيرد خامها مر شاخ را ز ان كه در خامى نشايد كاخ را چون بپخت گشت شير لب گزان سست گيرد شاخهها را بعد از آن چون از آن اقبال شيرين شد دهان سست شد بر آدمى ملك جهان < / شعر > مولوى < شعر > مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست پيش دشمن ، دشمن و بر دوست ، دوست اى كه مى ترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانى اى جان هوشدار روى زشت تست نى رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ ، برگ گر به خارى خسته اى خود كشته اى ور حرير و قز درى خود رشته اى < / شعر > مولوى ١٥ ، ٢٠ - و بالموت تختم الدّنيا ، و بالدّنيا تحرز الأخرة ، و بالقيامة تزلف الجنّة و تبرّز الحجيم للغاوين ،
[١] . الفجر ، آيهء ٢٩ .