ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - ترجمهء خطبهء صد و شصت و سوم
ترجمهء خطبهء صد و شصت و سوم خالق كائنات ستايش مر خداى راست آفرينندهء بندگان و گسترانندهء عرصههاى زمينو به جريان اندازندهء آبها در پستىها و درهها و رويانندهء گياهانبراى اوّليت او آغازى نيست و براى ازليت او انقراضى نه او است اول و پايدار و پايندهء بىمدتپيشانىها در مقابل او بر زمين سوده مى شود و لبها به توحيد او گويااشياء را در هنگام خلقت متعين ساخت تا از همانندهاى خود جدا شونداوهام بشرى نتواند او را با حدود و حركات و با اعضاء و ابراز اندازه گيرى كندبراى او « كى » زمانى نتوان گفت و مدتى كه با « تا » مشخص گردد ، براى او نتوان تصور نموداو آشكار است ولى نتوان گفت [ ظهورش ] از چيستو او باطن است ولى نتوان گفت در چيست او كالبدى جسمانى نيست كه فانى گردد و در چيزى مخفى نشده است كه چيزى او را در برگيرد و بپوشاندنزديكى او با اشياء با چسبندگى نيست و دورى او از آنها با مفارقت و جدايى نمى باشداز بندگان او كمترين نگاه براى او پنهان نيست و تكرار هيچ لفظى براى او خفائى نداردنه نزديك شدن به يك بلندى ( پناه گرفتن پشت بلنديها ) و نه باز نهادن گامى در شب تاريك و نه در سكون شبانگاهى كه ماه روشن در سايهء