ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - همان گونه كه خود خواهى منبع همهء بيماريهاى شخصيتى است و بيمارى شخصيتى منشأ همهء انحرافات و پليديها و حق كشىها و خونريزيها است ، تعديل خود خواهى و مبدل كردن آن به ١٧١ صيانت تكاملى ذات ١٨٧ منبع همهء انواع خيرات و سعادتهاى فردى و اجتماعى براى انسانها مى باشد
گلاويز مى شود و در نتيجه به زندگى خود پايان مى دهد مثلا براى خودنمايى از جاى بلندى مى پرد از سيلى عبور مى كند با يك درنده اى دست و پنجه نرم مى كند و زندگى خود را در اين حماقت بازى از دست مى دهد .
انحراف دوم : نگاه كردن به ديگران در درجه اى پايينتر از خود . اين مختص بيمارى « خود خواهى » بوده است كه حق كشىها راه انداخته و حقوقها را پايمال و دگرگون ساخته و جنگهاى خانمانسوز را به راه انداخته است .
همان گونه كه خود خواهى منبع همهء بيماريهاى شخصيتى است و بيمارى شخصيتى منشأ همهء انحرافات و پليديها و حق كشىها و خونريزيها است ، تعديل خود خواهى و مبدل كردن آن به « صيانت تكاملى ذات » منبع همهء انواع خيرات و سعادتهاى فردى و اجتماعى براى انسانها مى باشد با توجه به انواع ارتباطات انسان در اين زندگانى ، چهار قسم ارتباط وجود دارد كه اصل اساسى همهء آنهاست : ١ . ارتباط انسان با خويشتن ، ٢ . ارتباط انسان با خدا ، ٣ . ارتباط انسان با جهان هستى ، ٤ . ارتباط انسان با همنوع خود .
آدم خود خواه با خود خواهى تعديل نيافته كه همان « صيانت طبيعى ذات » است در ارتباط با خويشتن ، با عينك « خود تورم يافته » مى نگرد و خود را بزرگتر و بىنيازتر از آنكه « هست » مى بيند ، لذا طرف توجه انسان خود خواه ، هرگز نمى تواند خويشتن حقيقىاش باشد ، لذا با يك « خود ساختگى » دائما در حال فريفتن موجوديت خويشتن