ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - ١ - تفاوت زندگى بىفلسفه و بىهدف با مراعات نظم ، با زندگى با فلسفه و با هدف ولى بىنظم
٢ - احساس نظم در عالم هستى و لزوم آن در زندگانى فردى و اجتماعى هم ريشهء درونى دارد و هم ريشهء برونى
٢ - احساس نظم در عالم هستى و لزوم آن در زندگانى فردى و اجتماعى هم ريشهء درونى دارد و هم ريشهء برونى ريشهء درونى نظم همان است كه موجب سعى و تلاش دانشمندان و متفكران براى پيدا كردن اصول و قوانين حاكم بر جهان بوده و اين همه پيشرفت علمى و صنعتى را نصيب بشريت ساخته است . حتّى عده اى از فيلسوفان را چه در شرق و چه در غرب وادار كرده است كه بگويند : ريشهء مطلوبيت آهنگهاى موزون چه بوسيلهء اعضاى طبيعى انسانها مانند حنجره و دهان و زبان و لبها و چه بوسيلهء ابزار و آلات موسيقى در اشتياق ذاتى ما به نظم است . اين نظريه را از نويسندگان اخوان الصفاء و خلان الوفاء از شرقىها و فلسفهء هگل از غربىها مى توان استفاده كرد .
٣ - ريشهء عظمت احساس تكليف و انجام آن
٣ - ريشهء عظمت احساس تكليف و انجام آن كه بايد گفت : بعد از اعتقادات فطرى مانند توحيد و نبوت و معاد و امامت و صفات كماليهء خداوندى ، حيات بخشترين احساس است ، از عظمت نظم بايد جستجو كرد ، زيرا ارواح بزرگ و مغزهاى تكامل يافته بخوبى دريافتهاند كه تكليف معلولى است كه قانون علت آن است و قانون معلولى است كه نظم علت آن است و نظم معلولى است كه هويت كارگاه هستى آن را اقتضاء مى كند .
٤ - يكى از مهمترين نتايج حيات با نظم ، هماهنگى فعاليتها و باز تابهاى درونى در برابر تموجات گوناگون درون و انگيزهها و علل جهان عينى برونى است
٤ - يكى از مهمترين نتايج حيات با نظم ، هماهنگى فعاليتها و باز تابهاى درونى در برابر تموجات گوناگون درون و انگيزهها و علل جهان عينى برونى است انسان مقيد به نظم ، بدان جهت كه زندگى خود را بر مبناى اصل و قانون انتخاب و آن را سپرى مى كند ، لذا هرگز اضطراب و نگرانى سراغش را نمى گيرد . او به جهت آشنايى با واقعيات جاريه در ارتباط با او ، با محاسبهء احتمال بروز پديدههاى مخالف ، هرگز با حوادثى خلاف انتظار روياروى نمى گردد و مى داند - < شعر > يا ز سيلاب حوادث رو نبايد تافتن يا نبايد خانه در صحراى امكان ساختن < / شعر >