ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - دولة بنى اميّه
عقل خود بنگرد ، ببيند كه آيا خداوندى كه توفيق اعراض از دنيا و زر و زيور آنرا به پيامبرش عنايت فرمود ، اكرام آن حضرت بود ، يا اهانتى بر او روا داشته بود اگر آن شخص بگويد : خدا به پيامبرش اهانت نموده بود ، سوگند به خداى بزرگ دروغ گفته و بهتان زده است و اگر بگويد : خداوند پيامبرش را با آن توفيق اعراض از دنيا اكرامش فرموده است ، پس بداند كه خداوند كسى را كه دنيا را براى او گسترش داد اهانت نمود ، و اكرام كرد نزديكترين مردم به خودش ( پيامبر اكرم ( ص ) را كه دنيا و زر و زيور آن را از وى دور نمود پس هر كس بخواهد [ براى تحصيل سعادت ] از كسى پيروى نمايد ، پس تبعيت نمايد از پيامبر خداوند و از دنبال او حركت كند و هر كجا كه او وارد شود ، قدم بگذارد و اگر چنين نكند از هلاكت در امان نخواهد ماند زيرا خداوند محمد صلَّى اللَّه عليه و آله را نشانه اى براى قيامت قرار دارد و بشارت دهنده به بهشت و ترساننده از عذاب [ آن بزرگ بزرگان ] با شكمى تهى از دنيا بيرون رفت و به سراى آخرت وارد شد با شخصيتى سالم سنگى روى سنگ نگذاشت تا راه خود را به ابديّت پيش گرفت و دعوت خدايش را لبيّك گفت چه با عظمت است منت خداوندى براى ما كه پيشتازى براى ما احسان فرمود كه از او پيروى كنيم و حاكمى براى ما قرار داد كه پاى جاى پاى او گذاريم سوگند بخدا ، اين لباس خود را چندان وصله دوزاندم كه از وصله كننده اش خجلت كشيدم گوينده اى به من گفت : آيا اين لباس را دور نمى اندازى پاسخ دادم دور شو از من ، كه در بامداد مورد ستايش قرار مى گيرد كاروانى كه شبانگاه راه رفته است .