ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢١ - دولة بنى اميّه
[ انديشه اى ] راه به تو ندارد و هيچ بينايى ترا در نمى يابد توئى كه ديدگان مرا مى بينى و اعمال را شمارش مى كنى و تويى كه پيشانىها [ يا موى پيشانىها ى گردنكشان و پاهاى آنانرا گرفته اى چيست آنچه را از مخلوقاتت كه ما مى بينيم و از قدرت تو در بارهء آن در شگفتى فرو مى رويم و عظمت سلطه و توانايى ترا توصيف مى نماييم در حالى كه آن حقائقى كه از ما پوشيده و ديدگان ما از ديدن آن كوتاه است و عقول ما بآن نرسيده ، متوقف مى گردد و پردههاى غيب كه ميان ما و آنها است با عظمتتر است پس هر كس دل از همه چيز خالى بدارد و انديشه بجريان بياندازد تا بداند كه عرش خود را چگونه بر پا داشتى و مخلوقاتت را چگونه آفريدى و آسمانهايت را در فضا چگونه معلَّق نگه داشتى و چگونه زمينت را بر موج آب گسترده اى ، با چشم خيره و عقل سرگشته و گوش واله و فكر حيرت زده باز پس مى گردد .
اميد چگونه مى شود از جملهء اين خطبه است : [ آن فرو رفته در غفلت ] با گمان بىاساس خود ادّعا مى كند ، اميدوار به خدا است . سوگند به خداوند بزرگ ، او دروغ مى گويد [ اگر چنان است كه ادعا مى كند ] چرا اميد او در عملش نمودار نيست زيرا هر كس كه اميدوار باشد ، اميد او در عملش شناخته مى شود و هر اميدى بجز اميد به خداوند متعال ، آلوده و هر ترسى غير از ترس از خداوند بىاساس است ، مگر خوف از خدا كه حق است و داراى عامل واقعى است خدا را در امور بزرگ اميدوار مى گردد و بندگان او را در امور كوچك . هيبت و اهميتى كه به بنده مى دهد ، بخدا منظور نمى دارد چه علتى دارد كه خداوند ( كه بزرگ است سپاس او ) مورد كوتاهى واقع گردد در حالى كه در بارهء بندگانش آن كوتاهى روا ديده نمى شود آيا مى ترسى در اميدى كه براى او ادّعا مى كنى